پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٦٦ - امام زين العابدين عليه السلام در روز عاشورا
ام سلمه را نشانه امامت درخواستكننده قرار داده بود و زين العابدين عليه السّلام آن را از او خواست[١].
كلينى از ابى الجارود از امام باقر عليه السّلام نقل مىكند كه: چون آخر عمر امام حسين عليه السّلام فرارسيد دختر خود فاطمه كبرى را طلب كرد و وصيتنامه سرگشاده و نامهاى بستهشده را به او داد در آن هنگام امام سجاد عليه السّلام مريض بود و آنان اميدى به زنده ماندن او نداشتند، ولى چون به مدينه بازگشتند فاطمه آن نامه را به على بن الحسين عليه السّلام داد[٢].
به زودى خواهيم ديد كه امام سجاد در مقام احتجاج با عموى خود محمد بن حنفيه ابراز داشتهاند: «پدرم (كه صلوات خداوند بر او باد) قبل از رفتن به سمت عراق به من وصيت كرد و ساعتى قبل از شهادت خود نيز با من عهد امامت بست»[٣].
امام زين العابدين عليه السّلام در روز عاشورا
مسئلهاى كه بيشتر از ديگر مسائل قلوب محبان اهل بيت عليهم السّلام را جريحهدار كرده است روايت حميد بن مسلم است كه خود بعد از ظهر عاشورا اندكى پس از شهادت امام حسين عليه السّلام شاهد عينى آن بوده و چنين نقل مىكند: ديدم كه لباس زنان حرم و دختران امام حسين عليه السّلام را از پشت مىكشيدند به نحوى كه آن زنان قادر به حفظ آن لباسها نبوده و آنان لباس تن ايشان را به غارت مىبردند.
سپس به على بن الحسين عليه السّلام رسيديم كه در حال شدت مرض در بستر
[١] . كافى ١/ ٢٤٢/ ٣، غيبة طوسى ١١٨ ح ١٤٨، اثبات الهداه ٥/ ٢١٤- ٢١٦.
[٢] . كافى ١/ ٢٤١/ ١، اثبات الوصية ١٤٢، اعلام الورى ١/ ٤٨٢- ٤٨٣.
[٣] . احتجاج ٢/ ١٤٧، احتجاجات امام زين العابدين.