پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٦٧ - امام زين العابدين عليه السلام در روز عاشورا
بيمارى افتاده بود، عدهاى از پيادهنظام كه همراه شمر بودند به او گفتند: آيا اين بيمار را نمىكشى؟ من گفتم: سبحان الله آيا كودكان را مىكشند؟! همانا كه اين كودك بيمارى بيش نيست كه بيمارى او زنده نخواهدش گذاشت و آنقدر از اين كلمات گفتم تا آنان را از قتل او منصرف كردم.
در اين هنگام عمر بن سعد پيش آمد زنان شيون كرده و گريه سر دادند عمر سعد خطاب به سپاهيان گفت: كسى از شما به خيمه اين زنان داخل نشود و معترض اين جوان مريض نشويد ... هركه از آنان متاعى برده است به آنان بازگرداند، ولى به خدا قسم كسى چيزى بازنگرداند[١].
بدين سان امام سجاد عليه السّلام با پدرش امام حسين عليه السّلام در جهاد با طاغوت مشاركت داشت ولى خداوند شهادت به همراه پدر، برادران، اهلبيت و اصحاب پاك او را روزى وى نساخت و خداوند متعال او را براى عهدهدارى رهبرى امت بعد از پدر حفظ كرد تا به وظيفه خطير حراست از سنت جدش از دست گستاخان شرور و غصب گمراهان ياوهسرا و جرياناتى كه بر تمدن اسلام داخل شده و در حال گسترش و انتشار سريع بودند بپردازد.
[١] . ارشاد ١١٢/ ٢، ابى مخنف وقعة الطف/ ٢٥٦، ٢٥٧.