پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٥ - احتجاجهاى امام زين العابدين عليه السلام
سهمگين ويران كرد[١].
٢. از ابو حمزه ثمالى نقل است كه گفت: روزى قاضىاى از قاضيان كوفه بر امام سجاد عليه السّلام داخل شد و عرضه داشت: فدايت گردم، مرا از مفهوم اين كلام خداوند آگاه كن: وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ؛ و ميان آنان و ميانآبادانىهايى كه در آنها بركت نهاده بوديم شهرهاى متصل به هم قرار داده بوديم، و در ميان آنها مسافت را، به اندازه، مقرر داشته بوديم. در اين [راه] ها، شبان و روزان آسودهخاطر بگرديد.
حضرت فرمود: «مردم پيش از شما درباره آن چه مىگفتند؟»
عرض كرد: مىگفتند كه آن مكه است.
حضرت فرمودند: «آيا شهرى ديدهاى كه دزدى در آن بيش از مكه باشد؟»
آن مرد عرض كرد: پس مراد از قريه در اين آيه چيست؟
حضرت فرمود: «مراد تنها مردم آن قريه هستند».
ابو حمزه عرض كرد آيا در جاى ديگرى از كتاب خدا از مردم به قريه تعبير شده است؟ حضرت فرمودند: «آيا اين كلام خدا را نشنيدهاى كه: وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ و چه بسيار شهرها كه از فرمان پروردگار خود و پيامبرانش سر پيچيدند و وَ تِلْكَ الْقُرى أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا و [مردم] آن شهرها چون بيدادگرى كردند، هلاكشان كرديم و وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها وَ الْعِيرَ الَّتِي أَقْبَلْنا فِيها و از [مردم] شهرى كه در آن بوديم و كاروانى كه در ميان آن آمديم جويا شو آيا مىتوان از روستا يا مردان يا قافله سؤال كرد؟ و آيات ديگرى را نيز با همين مضمون تلاوت فرمود.
آن مرد قاضى عرض كرد: قربانت شوم، حال كه معلوم شد مراد مردم هستند، اشخاص موردنظر آيه چه كسانى هستند؟
امام فرمود: «ما همان اشخاص هستيم». پس فرمود: «نشنيدهاى كه خداوند در همين
[١] . شيخ طبرسى، احتجاج: احتجاجات امام زين العابدين عليه السّلام.