پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٥ - امام سجاد عليه السلام در گستره فقه و احكام شرعى
مسائل مهم احكام شرعى به او مراجعه مىكرده است، روايت شده كه زهرى در خواب ديد كه دستش خضاب شده است، امام سجاد خوابش را اينگونه تعبير فرمودند كه به زودى دست تو از روى خطا به خون آلوده مىشود و زهرى در آن وقت عامل بنى اميّه بود، روزى مجرمى را مجازات مىكرد و مجرم در حال مجازات مرد، زهرى نگران شد و از ترس خدا از شهر گريزان شد و در غارى به عبادت پرداخت، زمانى كه امام عليه السّلام آهنگ سفر حجّ خانه خدا كردند در مسير از در غارى كه زهرى در آن بود عبور فرمودند، كسى به ايشان عرض كرد: آيا با زهرى كارى نداريد؟ حضرت پاسخ مثبت داد و به غار زهرى داخل شده او را ترسان و وحشتزده، نااميد از رحمت خدا ديد و به او فرمود: من از نااميديت از رحمت خدا بر تو بيش از گناهى كه مرتكب شدهاى ترس دارم، خونبهاى او را به خانوادهاش بپرداز (اشاره به آيه ٩٢ سوره نساء است) و آهنگ خانواده و درس و بحث دينى خود كن.
زهرى بسيار خوشحال شد و به آن حضرت عرض كرد: آقاى من گره از كار فروبستهام گشودى، به يقين چون خدا رسالت خود را در خاندانى كه خود مىخواهد قرار مىدهد از هركس آگاهتر است[١].
و روايت شده كه زهرى با جمعى از فقها بر امام زين العابدين عليه السّلام وارد گرديد امام از مسئلهاى كه مورد بحث ميان آنان بود جويا شد، زهرى عرض كرد: بحث ما در رابطه با روزه بود و نظر من و دوستانم بر اين قرار گرفت كه جز روزه ماه رمضان روزه واجب ديگرى نداريم.
امام عليه السّلام از كمى معلومات آنان درباره شريعت و احكام دين ابراز تأسف
[١] . تاريخ دمشق ٣٦/ ١٦، بحار الأنوار ٤٦/ ٧.