علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥ - جامعنويسان پيش از كليني

آن بزرگوار نشده است؛[٨٢] بلكه او از امام كاظم و امام رضا٨ حديث نقل كرده،[٨٣] به طوري كه از برجسته‌ترين راويان آنان به شمار آمده و حتّي وثاقت و جلالتش، به تأييد ايشان رسيده است.[٨٤] وي از محضر استادان بزرگي چون: عبد الله‌ بن سنان، عبد الله‌ بن مسكان، هشام بن حكم، حماد بن عيسي، حماد بن عثمان، علي بن رئاب و حارث بن مغيره، بهره برده است.[٨٥]

يونس بن عبد الرحمان، يكي از راوياني است كه هم در مدح و هم در ذمّ او گزارش‌هاي بسياري در دست است. رجال‌شناسان، گزارش‌هاي حاكي از ذمّ او را كه بيشتر از جانب قمّيان نقل شده،[٨٦] مردود مي‌شمارند و سند آنها را صحيح نمي‌دانند.[٨٧] ابو عمرو كشي ـ كه اين گزارش‌ها را در كتاب رجال خويش آورده ـ ، خود با موازين عقلي، به نقد روايات جرح پرداخته و در نتيجه، همه را مخدوش شمرده است.[٨٨] از اين رو، با اطمينان مي‌توان گفت كه يونس بن عبد الرحمان، راوي ثقه و جليل القدر و يكي از اصحاب اجماع است[٨٩] كه روايات او مورد تأييد است.[٩٠]

چنين به نظر مي‌رسد كه روايات ذمّ درباره يونس، تا حدي با داستان مقاومت وي در مقابل جريان واقفه، سازگار باشد؛ چرا كه آنان، زماني كه از همراه ساختن يونس با خود نوميد شدند، او را به باد تكفير و تفسيق گرفتند يا آن كه اين روايات را در زمان امام هفتم رواج دادند تا چهره يونس بن عبد الرحمان را مخدوش نمايند.[٩١] شايد يكي ديگر از دلايل انتقاد قمّيان از يونس بن عبد الرحمان، انتساب فرقه‌اي از غُلات به نام «يونسيه» به وي باشد[٩٢] كه به دليل موضعگيري شديد محدّثان قم در برابر انديشه‌هاي غاليان، يونس بن عبد الرحمان نيز مورد هجمه انتقادات آنان قرار گرفته باشد.[٩٣] شايد بتوان نگارش كتاب الرد علي الغلات را نشاني از همراهي وي با قمّيان و هم‌رأيي او با آنان دانست.

اگرچه اين محدّث را بدان سبب كه بخشي از فعاليت او در قم بوده است، قمي شمرده‌اند،[٩٤] امّا از منظر آرا و انديشه‌هايش، از محدّثان مكتب عقل‌گراي بغداد به شمار مي‌آيد. اگر بهره‌گيري از استدلال‌هاي عقلي در مناظرات كلامي را يكي از ويژگي‌هاي مكتب حديثي بغداد به شمار آوريم، بايد


[٨٢]. اختيار معرفة الرجال، ج٢، ص٧٨٠ و ٧٨٣.

[٨٣]. رجال النجاشي، ص٤٤٨؛ رجال الطوسي، ص٣٣٦ و ٣٦٨.

[٨٤]. اختيار معرفة الرجال، ج٢، ص٧٧٩ ـ ٧٨٥؛ معجم رجال الحديث، ج٢١، ص٢١٢ ـ ٢٢٠.

[٨٥]. معجم رجال الحديث، ج٢١، ص٢٢٩.

[٨٦]. رجال الطوسي، ص٣٣٦ و ٣٦٨.

[٨٧]. اختيار معرفة الرجال، ج٢، ص٧٨٥ ـ ٧٨٨. درباره نقد سندي اين گزارش‌ها ر.ك: التحرير طاووسي، ص٦٢٤ ـ ٦٣٣؛ معجم رجال الحديث، ج٢١، ص٢٢٠ ـ ٢٢٦.

[٨٨]. اختيار معرفة الرجال، ج٢، ص٧٨٨.

[٨٩]. همان، ص٨٣٠.

[٩٠]. رجال الطوسي، ص٣٣٦؛ خلاصة الأقوال، ص٢٩٧.

[٩١]. «تحقيق درباره كتاب كافي»، نامه آستان قدس، ش ٧، ص١٧.

[٩٢]. الأنساب، ج٥، ص٧١١؛ الملل و النحل، ج١، ص١٨٨. درباره رد اين اتهام ر.ك: الغدير، ج٣، ص١٤٢.

[٩٣]. براي آگاهي از نمونه‌هاي برخورد قمي‌ها با غاليان يا راويان احاديث غلو آميز، ر. ك: مكتب حديثي قم، ص٣٨٦ به بعد.

[٩٤]. اختيار معرفة الرجال، ج٢، ص٧٧٩.