علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٥ - روش ملا صالح مازندرانی در شرح احادیث الکافی

 

 

یادکردهای ایران‌شناختی در الکافی

سید مجتبی آقایی

مهدی حجت‌پناه

چکیده

در اين نوشتار تلاش شده تا نمونه‌هايي از كاربرد احاديث در پژوهش‌هاي حوزۀ دين و فرهنگ ايراني نمايانده شود. از اين رو، به كتاب الكافي مراجعه شده و احاديثي كه با مذهب ايرانيان در ارتباط بوده جمع‌آوري گرديده و تحليل‌واره‌اي از آنها ارائه شده است.

کلید واژه‌ها: فرهنگ ايراني، آيين مجوس، مجوس در الكافي.

درآمد

گذشته از تواریخ مشهور و برخی از کتب ملل و نحل، سایر منابع اسلامی (همچون تفاسیر، كتب فقهی، منابع ادبی، حدیث، كتب لغت‌شناسی، سفرنامه‌ها و آثار جغرافی‌دانان، كتب فلسفی، انساب و مانند آنها) جایگاه چندانی در شناخت دین و فرهنگ کهن ایرانی نیافته‌اند؛ چه، بسیاری پیشاپیش چنین پنداشته‌اند كه در این دسته از منابع، شواهدی كه به كار پژوهش در حوزه مذکور بیاید، وجود ندارد. این امر در حالی رخ داده است که با مروری ساده می‌توان دریافت که انبوهی از شواهد ارزشمند در این دسته از منابع وجود دارد.[٧٤٢]

از میان این منابع، «حدیث» مورد غفلتی مضاعف قرار گرفته ‌است؛ چه، به علاوه، در نتیجه‌ رویکرد سنتی ـ که بیش‌تر سودای درستی یا نادرستی «حدیث» را در سَر دارد ـ کمتر کسی به این نکته التفات کرده که «حدیث»، باری گواهی‌ مکتوب و مستندی است مقارن با دوره حساس انتقال از ایران زرتشتی به ایران اسلامی. بنا بر این، در مجموعه‌ احادیثی که به دین و فرهنگ ایرانی ربطی دارند، به درستی، می‌توان به شواهدی دست یافت که هم چگونگی دین‌ورزی ایرانیان زرتشتی و هم چگونگی فرایندهای آن انتقال مهم را نشان‌گر باشند.[٧٤٣]


[٧٤٢]. یکی از معدود پژوهش‌هایی که با تکیه بر معدودی از این منابع مغفول مانده، به انجام رسیده و ثمرات قابل توجهی هم داشته، کتاب تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی اثر دکتر محمد محمدی ملایری است.

[٧٤٣]. به علاوه، امروزه در نتیجه کوشش‌های برخی از پژوهشگران، کم کم آشکار شده است که باید به سیاق اسرائیلیات، برای زرتشتیات هم فکری کرد. یک نمونه جالب‌ توجه در این چارچوب را می‌توانید در پژوهشی از «مهدی مهریزی» ببینید که در آن، نویسنده ارجمند ضمن توجه به واحد بودن خبر و نيز ترديد در وثاقت روات آن، متن روایت را با بخشی از کتاب معراج‌نامه زرتشتی موسوم به ارداویراف‌نامه مقایسه کرده است. (رک: نواندیشی دینی و مسأله زن، ص ٣٣٧ ـ ٣٤٧)