استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٥ - س ٢٢
س: ٢٠
- دخترى بودم كه ازدواج نمودم، بعد از ازدواج معلوم شد كه من به علّت بيمارى نمىتوانم عمل زناشوئى انجام دهم، شوهرم بعد از چهار سال فوت كرد، بعد از ايشان تصميم به ازدواج گرفتم، أمّا پزشكان مىگويند كه بايد عمل جرّاحى انجام دهم ولى بچّهدار نخواهم شد. آيا شرعا عمل جرّاحى إشكال دارد؟
ج
- اگر ضرورت دارد إشكال ندارد.
س ٢١
- حقير چند سال پيش دخترى را به همسرى خود اختيار نمودم، بعدا ديدم شكمش جرّاحى شده است، از او سؤال نمودم چه شده؟ گفت كليهام را جرّاحى كردهام، بعدا فهميدم سر من كلاه گذاشته؛ زيرا او را جرّاحى رحم كرده بودند و عقيم بود، اكنون مدّت نه ماه است كه خانه مرا ترك كرده و هيچ اعتنائى به من نمىكند، و من مهريّه او را به اقساط مىدهم، حال از إمام امت مىخواهم آيا اين زن تمام مهريّه را حقّ دارد يا خير؟ و نفقه او در شرع مقدّس إسلام چه حكمى دارد؟ و اگر او را طلاق دهم حقّ نفقه او در حال عدّه چگونه است؟
ج
- بايد مهريّه او را بپردازيد، و اگر از شما تمكين ندارد نفقه واجب نيست، و اختيار طلاق با شما است.
س ٢٢
- اگر مردى با دخترى به عنوان اينكه او سالم است ازدواج نمود، بعد معلوم شد بر طبق گواهى پزشكى قانونى آن زن از نظر عقلى و فكرى عقب مانده بوده حتّى قادر به إداره امور شخصى خود نيست. آيا چنين عيبى باعث فسخ عقد نكاح مىباشد يا خير؟ و أولياء دختر ملزم به پرداخت خسارات ناشى از مخارج عقد و عروسى مىباشند يا خير؟