استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٥ - س ١٤٧
پس از تحقيق لازم با مرد مذكور ازدواج مىكند. سپس إزاله بكارت به واسطه عمل زناشوئى انجام مىگيرد. بعد معلوم مىشود كه مرد زن و بچّه دارد. با توجّه به اينكه چنانچه دختر مىدانست كه آن مرد معيل است با وى ازدواج نمىكرد و با در نظر گرفتن اين جريان:
١- آيا عدم شرط ارتكازى موجب فسخ عقد مىشود؟
٢- آيا زن مىتواند با همان لحاظ تقاضاى طلاق كند؟
٣- بر فرض عدم جواز فسخ آيا زن مىتواند دفعة واحدة تقاضاى كلّ مهريّه را بنمايد؟
٤- آيا اين عمل از ناحيه مرد موجب تعزير نيست؟
ج
- زن حقّ فسخ ندارد و نمىتواند مرد را به طلاق إجبار كند، ولى مىتواند تمام مهريّه خود را به قرارى كه در عقد ذكر شده مطالبه نمايد، و چيزى بر مرد نيست مگر آنكه تدليس كرده باشد، كه در اين صورت حاكم شرع مىتواند او را مؤاخذه كند.
ناپديد شدن شوهر
س: ١٤٧
- شخصى كه مدّت نه سال است كه خانواده خود را ترك كرده و شش سال است مفقود الأثر است و كسى او را نديده داراى پنج فرزند مىباشد، يكى از فرزندان او دختر است كه موقع ازدواج وى مىباشد و جدّ پدرى هم ندارد (فقط مادر، آنان را سرپرستى نموده و بزرگ كرده است) آيا دختر نامبرده