استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٩ - ج
س: ٢٥
- شوهر زنى در حدود دو سال است كه فوت كرده، و زن بعد از فوت شوهرش إظهار نموده كه من مائل به شوهر كردن نيستم و مىخواهم اطفال خود را سرپرستى كنم. و از متوفّى يك خانه و مقدارى أثاثيّه و لوازم منزل بجا مانده است، و اين خانم ماهانه حقوقى از بيمه دريافت مىنمايد. بعدا آگاه شديم كه- بدون اطّلاع- شوهر اختيار نموده، از لحاظ شرعى و قانونى تكليف نامبرده چيست؟
ج
- اگر صغار جدّ پدرى دارند ولايت با او است وگرنه با حاكم شرع است، مگر در صورتى كه متوفّى قيّم خاصى قرار داده باشد. و در هر صورت حقّ حضانت و تربيت اطفال با مادر است.
س ٢٦
- اين جانب با بانوئى مطلّقه آمريكائى كه قبلا مسيحى بوده ازدواج كردهام و ايشان يك پسر چهارساله داشته و بعد از تشرّف او به دين إسلام شديدا مورد أذيّت و آزار افراد خانواده بويژه شوهر سابقش قرار گرفته، از جمله فرزند را از ايشان جدا كرده و حتّى اجازه ديدن هم به او نمىدهند. با توجّه به اين كه پس از مسلمان شدن اين خانم فرزند ايشان خود به خود مسلمان مىشود و ولايت او بر عهده طرف مسلمان است نه كافر، و با توجّه به اين كه طفل در دست پدر كافر اوست وظيفه شرعى اين مادر چيست؟ آيا رها كردن و سپردن طفل به اختيار پدر كافرش مىباشد يا سعى در پس گرفتن بچّه؟
و اگر وظيفهاش گرفتن بچّه است تا چه حد بايد براى پس گرفتن بچّه إقدام كند؟
ج
- اگر إمكان دارد بچّه را از آنان بگيريد، و چنانچه ممكن نيست معذور هستيد.