استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٤ - ج
س: ١٤
- زنى چند بار از شوهرش شكايت نموده و او را به زندان انداخته، و همچنين با مرد أجنبىّ گريخته و مدّتى با او بوده است، و آن مرد أجنبىّ به او قول داده كه جبرا و اكراها طلاق وى را گرفته و او را به عقد خويش در آورد و چنين نيز نموده است، آيا اين طلاق صحيح است؟
ج
- طلاق بدون إذن شوهر باطل است.
س ١٥
- اين جانب هشت سال پيش از شوهرم طلاق گرفتم، ولى قبل از طلاق در حال حيض بودم، حتّى صبح روز طلاق يك لكه خون ديده بودم، أمّا به احتمال قوىّ از حيض پاك شده بودم؛ چون اگر پاك نبودم متوجّه مىشدم، ولى اين احتمال به ذهنم مىرسد كه شايد بعد از لكّهاى كه صبح ديده بودم بازهم بعدا خون ديده باشم، أمّا اين احتمال از يك درصد بيش نيست، و چون به مسأله وارد نبودم اهمّيّت، ندادم حالا با توجّه به اينكه هشت سال از آن زمان مىگذرد شك كردهام كه آيا طلاق مزبور درست بوده يا نه؟ اگر درست نبوده چه بايد كرد؟
ج
- در فرض مرقوم طلاق محكوم به صحّت است.
س ١٦
- با نهايت احترام استدعا دارد نظر مبارك را نسبت به طلاقى كه برابر قانون حمايت از خانواده و تبصره ٢ از ماده ٣ قانون مدنى خاصّ و همچنين طلاق مربوط به ازدواج قبل از قانون حمايت كه با توافق و تراضى زوجين واقع مىگردد مرقوم فرمائيد.
ج
- طلاق اگر با رضايت زوج و شرائط معتبره ديگر واقع شده محكوم به صحّت است.