استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٢ - س ١٠١
س: ٩٩
- شخصى فوت شده و ورثه او قيمت اعيانى را كه سهم زن شخص متوفّى مىباشد نمىدهند (گاهى به زبان مىگويند كه هر وقت حصر وراثت شد مىدهيم ولى چون بايد ماليات بدهند حاضر نمىباشند كه حصر وراثت كنند كه آن هم نتيجه ندادن را دارد) در اين صورت آيا آن زن يا وكيل او مىتواند حقّ خود را تقاصّ كند؟ و بر فرض جواز اگر تقاصّ طورى باشد كه ناچار بايد زيادتر از حقّ خود را تقاصّ كند، ولى زيادتر را نمىخواهد و بر مىگرداند به ورثه، أمّا براى تقاصّ مبلغى بايد خرج كند تا بتواند تقاصّ كند، بعد كه آن زيادى را بر مىگرداند حقّ مطالبه مخارجى را كه كرده دارد؟
ج
- در فرض سؤال تقاصّ جائز است، ولى مبلغى را كه خرج مىكند حقّ مطالبه ندارد.
س ١٠٠
- زيدى فوت نموده كه داراى چند وارث كبير و يك يا چند وارث صغير است، آيا ورثه كبير در تصرّفات خود (چون سهم صغار در آن به نحو مشاع و مشترك است) محتاج به اجازه از حاكم شرع است؟
ج
- نسبت به سهم صغار موقوف به اجازه ولىّ شرعى است.
س ١٠١
- ١- شخصى فوت نموده و دارائى او عبارت از دو باب خانه و نه باب مغازه و مبلغى پول است، و در وصيتنامه شرعى ارشد أولاد خود را وصىّ قرار داده كه پس از فوت تمام دارائى و أملاك موصى را به حيطه تصرّف در آورد و پس از اداء ديون كما فرض اللّه بين ورّاث تسهيم گردد، و درآمد مغازهها را تا مدّت بيست سال بابت ثلثيه موصى به صرف استيجار سى سال نماز و روزه و سائر خيرات كه در وصيّتنامه قيد شده برساند، و بعد از بيست سال آنها هم كما فرض اللّه بين ورّاث تسهيم گردد. حال (در أثر عدم سازش و عدم متابعت بعضى از ورّاث) آيا وصىّ مىتواند هشت باب مغازه را به فروش برساند و طبق