استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٦ - ج
س: ٢٤
- زنى مدّتى است با شوهرش اختلاف دارد و تمكين نمىكند، و بهانهاش گاهى اين است كه من تفاوت سنّى با تو دارم، و گاهى مىگويد كه تو عقيم هستى و من بچّه مىخواهم، و گاهى آشكارا مىگويد من تو را نمىخواهم.
و وقتى كه مرد به او مىگويد تو كه سابقه مرا مىدانستى چرا به عقد من درآمدى؟ مىگويد: حالا پشيمان شدهام و نمىخواهم، و مرد هم مدّعى است كه زن به هوس افتاده است و لذا به هيچ قيمت حاضر به طلاق نيست. در اين صورت آيا زن با اين بهانهها مىتواند طلاق بگيرد و چنين حقّى به زن داده شده است؟
ج
- زن حقّ طلاق ندارد، و اختيار طلاق در دست شوهر است، و بايد از شوهر تمكين كند، و در صورت عدم تمكين استحقاق نفقه و سكنى ندارد، و مرد مىتواند و لو با رجوع به دادگاهها او را وادار به تمكين كند.
س ٢٥
- آيا اين موضوع كه زن بايد در عمل زناشوئى از شوهر خود تمكين كند، حدّى دارد؟ يا اين كه به طور نامحدود هرگاه شوهر خواست، بايد زن تمكين كند؟ (البتّه در مواقعى كه عذر شرعى نداشته باشد).
ج
- هرگاه شوهر بخواهد، زن بايد تمكين كند.
س ٢٦
- زوجه از زوج تمكين نمىكند، حاكم حكم تمكين مىدهد ولى زن باز تمكين نمىكند، آيا حاكم شرع مىتواند زوجه را به عنوان ارتكاب گناه تعزير نمايد؟
ج
- مىتواند او را به تمكين إجبار نمايد.