استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٠ - س ٥٠
مطلب را براى شوهرش نگفته است.
ج
- طلاق اجبارى بر شوهر صحيح نيست و در اين صورت عقد بر شوهر دوّم باطل است و بر او حرام ابدى شده است.
طلاق خلع
س: ٤٩
- اين جانب زنم را طلاق خلعى دادم، بعد از گذشت يك ماه رجوع كرديم و به مهر قبلى راضى شديم، بعدا هر دوى ما رفتيم به حرم حضرت رضا عليه السّلام پيش يك نفر روحانى و به او گفتيم عقد ما را تجديد كنيد (و جريان را به او گفتيم كه يك ماه نشده طلاق دادهام) او گفت «نمىخواهد عقد خود را تجديد كنيد، همان عقد سابق شما درست است». شهود هم دو نفر بودند. بعدا پدر زنم تصميم گرفت زن مرا به ازدواج فرد ديگرى در بياورد، و مجلس شيرينىخورانى گرفتند و در آن مجلس اين زن منكر رجوع قبلى خود شد، و قسم خورد كه رجوع نكرديم، و من هم قسم خوردم كه رجوع كرديم، و آن دو نفر شهود هم قسم خوردند كه رجوع كرده، حال بفرمائيد كه آيا قسم زن قبول است يا حرف دو نفر شهود و شوهر زن؟
ج
- در طلاق خلعى مرد حقّ رجوع ندارد مگر بعد از رجوع زن در بذل. و در صورت اختلاف در رجوع زن در بذل، حكم به صحّت رجوع مرد نمىشود.
س ٥٠
- همسر اين جانب بعد از وضع حمل در بيمارستان فرزندمان را تحويل بنده داده و مهريّه خود را نيز بخشيده و درخواست طلاق نمود. و يك ماه