استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٣ - ج
هستند و هميشه در سفر مىباشند و من هم مجبورم كه پيش زن و بچّهاش بمانم و از آنها سرپرستى كنم) و چون يك اتاق بيشتر ندارند همگى پيش هم مىخوابيم، آنها داراى دخترى مىباشند به سنّ بلوغ، مىترسم كه احساسات نوجوانى ما را به گناه اندازد. آيا به نظر شما مىتوانيم صيغه عقد موقّت بين خود بخوانيم و پدر و مادرها هيچ گونه اطّلاعى نداشته باشند؟ مشروط بر اينكه اگر صيغه عقد بخوانيم هيچ گونه نزديكى با هم نخواهيم داشت.
ج
- پدر دختر بايد اجازه بدهد ولى اجازه پدر پسر لازم نيست.
س ١١
- جوانى به خواستگارى دخترى مىرود (كه برادر او عضو بسيج است و حدود پنج ماه است كه به اسارت متجاوزين بعثى در آمده) خانواده دختر جواب مىدهند: «از دين و أخلاق يا لحاظ ديگر شما راضى هستيم و خود دختر نيز همين طور، ولى براى انجام اين پيوند بايد صبر كنى تا اسير جنگى ما (برادر دختر) برگردد» و اين أمر باعث انجام نشدن ازدواج مىگردد.
آيا از نظر شرعى درست است كه خانواده دختر صبر كنند تا اسير آنان آزاد شود؟
ج
- اختيار با پدر دختر است، مگر آنكه دختر ميل به ازدواج داشته باشد و پسر حاضر نباشد صبر كند و پدر اگر فعلا موافقت نكند خوف آن باشد كه بعدا خواستگارى كه كفو دختر باشد پيدا نشود، در اين صورت ولايت پدر ساقط است.