استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٦ - س ١٩
س: ١٨
- اين جانب با دخترى ازدواج نمودهام، حاصل اين ازدواج سه فرزند مىباشد، ولى متجاوز از ده سال است كه عيالم فراش خود را از من جدا نموده است، و بچّهها را عليه من تحريك مىكند، و گذشته از اين مدّت پنج ماه است كه تمكين نمىكند، و از همه مهمتر اينكه در نماز خواندن سهل انگارى مىنمايد وظيفه من در اين رابطه چيست؟
ج
- اگر از وظيفه خود تخلّف مىكند او را و لو با رجوع به محاكم صالحه مىتوانيد وادار به آن نمائيد. و اگر إمكان ندارد، شما وظيفهاى [نسبت به نفقه او] نداريد، و اختيار طلاق با شوهر است.
س ١٩
- عيال اين جانب طبق تمايلات نفسى و هوسهاى جوانى از اين جانب درخواست طلاق داشته؛ چون با طلاق وى موافقت ننمودم با اتّهامات نارواى سياسى مرا متّهم كرده و درخواست طلاق نموده است، على رغم تكذيب اين اتّهامات و إثبات كذب بودن آن شعبه دوّم دادگاه مدنى خاصّ به استناد اين اتّهامات و بدون رضايت و موافقت من إقدام به صدور حكم طلاق براى عيالم نموده است، و عيالم نيز به اين حكم در محضر طلاق خود را مطلّقه كرده است:
١- اگر اتّهامات سياسى از دلائل طلاق نيست ازدواج مجدّد اين زن چه صورتى خواهد داشت؟
٢- از نظر مقرّرات شرع إسلام در صورت ازدواج بعدى روابط زوجيّت با زوج دوّم در حكم زناى محصنه مىباشد يا خير؟
٣- اين جانب براى حفظ ناموس خود در صورتى كه زوجه مىخواهد شوهر كند چه تكليف شرعى بر عهده دارم؟