استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٥ - ج
قماشفروشى داشتيم، بعد از انقلاب از طرفى طلبكار بوديم كه عدّهاى مطالبات ما را ندادند، و از طرف ديگر هم بدهكار بوديم، لذا مجبور شديم مغازه را فروخته و طلب طلبكاران را بپردازيم. بنده خانه شخصى خود را كه در تهران بود فروختم و يك مغازه ارزان قيمت در محلّ ديگرى با شراكت يك نفر خريدم و در منطقه ديگرى مستأجر شدم، بعد از مدّتى ناچار شدم يك باب خانه از همان خانههائى را كه مردم تصرّف كرده بودند بخرم (البتّه همان موقع به وسيله پدرم از إمام جماعت مسجد بازار مسأله را سؤال كرديم، فرمودند: اگر صاحب ملك طاغوتى و فرارى باشد و خريدارها هم مقلّد إمام باشند مىتوانند بخرند) ولى بنده از همان تاريخ ناراحت هستم، از شما خواهش مىكنم راهى پيش پاى بنده بگذاريد، براى اينكه نماز مىخوانم، روزه مىگيرم، شش سر عائله دارم، مىترسم گناه آنان نيز به عهده من باشد؟
ج
- اگر احتمال مىدهيد كه مسئولين مربوطه در واگذارى خانه به شما مراعات ضوابط شرعيّه را نموده باشند تصرّفات شما إشكال ندارد.
س ٩٣
- بعضى از مسئولين برخى قوانين گذشته را اجراء مىنمايند كه مخالف نظر فقهى و اسلامى مىباشد، آيا در اجراء اين قوانين بازهم اطاعت و همكارى لازم است؟
ج
- رعايت مقرّرات دولت اسلامى لازم است، و اگر مطلبى خلاف شرع باشد دولت بايد از طرق قانونى إقدام به تصحيح آن بر طبق ضوابط شرعى نمايد.