استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٤ - س ١٦٧
دستگير شده، و تمام زندانهاى كابل را جستجو كرديم أمّا أثرى از او نيافتيم، الآن من يقين دارم كه شوهرم شهيد شده و حيات ندارد، از حضرت إمام خمينى تقاضا دارم اجازه فرمايند ازدواج نمايم، چرا كه چند طفل يتيم دارم نمىتوانم سرپرستى نمايم.
ج
- اگر يقين به فوت شوهر پيدا كرده پس از انقضاى عدّه وفات، مىتواند شوهر ديگر اختيار كند.
س ١٦٦
- زنى هستم ايرانى كه قبلا در كشور عراق ساكن بودم، چند سال پيش در عراق شوهر كردم و پس از يك ماه از شوهرم جدا شدم، او هم به سراغ من نيامده و طلاقم نداده است. مدّت چهار سال در عراق بوديم. در سال ٥٨ ما را به ايران سوق دادند. اكنون سه سال و نيم است در ايران به سر مىبريم، پدر پيرمردى دارم كه از كار افتاده است، من هم جوان هستم، مىخواهم شوهر كنم تا شايد با كمك شوهرم پدرم را إداره نمايم كه نه پدرم زياد سختى بكشد و نه خودم به راه نامشروع بيفتم، معظّم له اجازه مىفرمائيد شوهر نمايم يا خير؟
ج
- اگر شوهر أوّل شما را طلاق نداده حقّ نداريد شوهر كنيد و بايد عفّت خود را حفظ كنيد، و اگر شكايتى داريد به دادگاههاى صالحه مراجعه كنيد تا إقدام مقتضى بنمايند.
س ١٦٧
- ١- درباره زوجهاى كه همسرش مفقود شده اگر علم پيدا شد به اينكه «فحص»، بىفائده است، آيا مضىّ اربع سنه (گذشت چهار سال) لازم است و موضوعيّت دارد يا خير؟