استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩ - ثالثا
أحكام صلح
س: ١
- پدرى است داراى دو زوجه كه از يكى از آنان چهار پسر و دو دختر و از ديگرى چهار پسر و يك دختر دارد. پس از فوت پدر (بعد از گذشت هفت سال بلا تكليفى و حيف و ميل) ورّاث دو زوجه كه همگى كبير بودهاند با رضايت و توافق هم ما ترك مرحوم را مشاعا به دو بخش تقسيم مىكنند، بخشى سهم زوجه أوّل و فرزندان وى، و بخشى ديگر نصيب ديگرى. و بين خود قراردادى مكتوب و به امضاء هم مىرسانند، بعد از گذشت مدّت چهار سال كه قيمتها ترقّى نموده ورّاث زوجه أوّل معترض مىشوند (كه در مورد ارث چنين تقسيمى صحيح نيست) و مجدّدا به حال بلا تكليفى و خرابى در مىآيد.
با توجّه به اينكه ورّاث درجه أوّل همه صاحب مكنت هستند و قصد ستيزهجوئيهاى سنّتى دارند أوّلا: چنين تقسيمى در مورد إرث صحيح بوده و قولنامه آن معتبر است؟
ثانيا:
اگر درست نيست طرفهاى مقابل حقّ فسخ را دارند؟
ج
- اگر با مصالحه تقسيم كردهاند نافذ است و حقّ برگشت ندارند.
ثالثا
: خرجى را كه بر مبناى قولنامه، ورّاث زوجه دوّم در آباد كردن سهم خود نمودهاند چه مىشود؟
رابعا: در مورد خرابى و ضررى كه در أثر سهل انگارى ورّاث زوجه أوّل