استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٣ - س ٤٩
س: ٤٨
- شخصى از دنيا رفته و داراى ورثهاى بدين ترتيب بوده است:
چهار دختر كبيره، سه دختر و دو پسر صغير و دو همسر (يكى از همسران او هنگام حيات شوهر از دنيا رفته و چهار دختر كبيره از اوست، دو همسر ديگر او كه جزء ورثهاند يكى عقيم است و ديگرى مادر دو پسر و سه دختر متوفّى است).
پس از فوت پدر با وجود روحانى و معتمدين محلّ، برابر شرع إسلام، ورثه به رسيدگى أموال پدر مىپردازند، در اين ميان آشكار مىگردد كه پدر مقدارى بدهكار است و در مقابل پول نقدى ندارد، از اين رو مادر صغار- كه به عنوان قيّم صغار تعيين شدند- به اتّفاق بقيّه ورثه زمينى را مىفروشند و با حضور گواهان و ورثه دين ميّت را أداء مىكنند، و بقيّه أموال را كما فرض اللّه ميان ورثه تقسيم مىنمايند. حالا صغار- پس از كبير شدن- به فروش زمين اعتراض مىكنند. آيا آنان چنين حقّى دارند و مىتوانند معامله را باطل نمايند؟
ج
- اگر زمينى كه براى اداء دين فروخته شده به نظر قيّم شرعى صغار بوده با رضايت سائر ورثه، كسى حقّ اعتراض ندارد.
س ٤٩
- شخصى فوت كرده و از او يك همسر و پنج دختر باقى مانده، يكى از دخترها فوت مىكند و از وى دخترى به جاى مىماند كه بعدا همين دختر نيز فوت مىكند، سپس مادر بزرگ وى (همسر متوفّى) مدّعى مىشود كه نوه من سهم الإرث خود را به من بخشيده و پس از من آن را بدهيد تا برايم حجّ بجا آورند، دخترها آن را پذيرفته و پس از مرگ مادر حصّه خواهر فوتشده خود را تصاحب مىكنند و حصّه دختر فوتشده خواهر را به وصىّ مادر تسليم مىكنند تا حجّ از جانب او بجاى آورد. أمّا شوهر دختر فوت شده وصيّت مادر زن را قبول ندارد و مىگويد از همسر من يك دختر مانده كه سهم مادرش يعنى