استفتاآت - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٩ - س ٢٩
غير آن را از مهر كم كند. و مقدار ما به التفاوت بين دو مهر منوط به تشخيص عرف است.
س ٢٨
- شخصى با ارتكاز ذهنى بكارت با دخترى ازدواج كرده، منتهى بدون اشتراط در متن عقد، ليكن بناء خارجى متعاقدين بر آن بوده است ولى بعد از دخول معلوم شده كه قبل از عقد به توسّط حمل بار سنگين، زوال بكارت شده (البتّه به گفته زوجه) ولى زوج احتمال مىدهد به سببى ديگر سلب بكارت شده؛ يعنى در علّت شاكّ است. لذا شب أوّل زفاف مطلب را به پدر زوجه اطّلاع داده و او گفته «من براى دخترم مهريّه نمىخواهم مطلب مسكوت عنه باشد تا آبرويم ريخته نشود» و با اين حرف، زوج ساكت شده و از طرفى هم اطمينان پيدا كرده كه سبب زوال حمل بار است، و در نتيجه نه ماه با هم زندگى كردهاند، حالا مىخواهد طلاق بدهد و ادّعاء مىكند اين دو علّت باعث شد كه من عقد را فسخ نكردم و ديگر اينكه اگر زوجه مىدانسته به توسّط حمل بار بوده چرا قبل از عقد به من اطّلاع نداد تا عقد نكنم. و زوجه هم مىگويد من درست يقين نداشتم بكارت سلب شده بلى احتمالش را مىدادم و همچنين خجالت باعث شد كه مطلب را فاش نكردم و فقط به عيال برادرم گفتم و اگر پدرم مهريّه را بخشيده از پيش خودش اين عمل را كرده به من خبر نداده و من مهرم را نبخشيدهام.
حالا بيان بفرمائيد نسبت به مهريّه و شير بهاء پرداخت شده تكليف چيست؟
ج
- شيربها را در فرض مذكور حقّ نداريد مطالبه كنيد. و زوجه نيز مهريّه را استحقاق دارد. و اختيار طلاق با شوهر است.
س ٢٩
- در مورد زنائى كه به إقرار طرفين واقع شده، و زن ادّعا مىكند باكره بوده ولى مرد إنكار و يا إظهار بىاطّلاعى مىكند، آيا راجع به إزاله بكارت غرامت مالى به عنوان أرش و يا ديه به عهده زانى مىآيد يا نه؟ و در