صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٨ - تقويت دولت اسلامى جهت اقامه عدل
كه رسول خدا- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- است اين دو شيوه را به عيان در قرآن و سنت در عمل خود رسول اللَّه مىبينيم. قرآن دعوت به معنويات تا حدى كه بشر مىتواند به او برسد و فوق او [كرده] و بعد هم اقامه عدل. پيغمبر هم و ساير كسانى كه لسان وحى بودند، آنها هم اين دو رويه را داشتند. خود پيغمبر هم عملش اين طور بود، تا آن روزى كه حكومت تشكيل نداده بود، معنويات را تقويت مىكرد. به مجرد اينكه توانست حكومت تشكيل بدهد علاوه بر معنويات اقامه عدل كرد، حكومت تشكيل داد و اين مستمندان را از زير بار ستمگران تا آن قدر كه اقتضا داشت وقت، نجات داد. و اين سيره مستمره انبيا، بايد كسانى كه خودشان را تابع انبيا مىدانند اين سيره مستمره باقى باشد. هم جهات معنوى كه اشخاصى كه با معنويات آشنا هستند، آنها بايد تقويت بكنند و همه مردم را، خود مردم هم همين طور، جهات معنويات را تقويت بكنند و هم آن مسئله دوم كه اقامه عدل است. حكومت اسلام بايد اقامه عدل بكند، در عين حالى كه معنويات را تصحيح مىكند و ترويج مىكند. و ما اگر تابع اسلام هستيم و تابع انبيا هستيم اين سيره مستمره انبيا بوده است، و اگر تا ابد هم فرض كنيد انبيا بيايند باز همين است، باز جهات معنوى بشر تا آن اندازهاى كه بشر لايق است، و ادامه اقامه عدل در بين بشر و كوتاه كردن دست ستمكاران؛ و ما بايد اين دو امر را تقويت كنيم.
تقويت دولت اسلامى جهت اقامه عدل
ما بايد دولت اسلامى را، همه مردم، همه انسانها دولت اسلامى را تقويت كنند تا بتواند اقامه عدل بكند، و دولت بايد جهات معنوى را هم در نظر بگيرد، يعنى چون تابع اسلام است بايد روى رويه اسلام باشد. روى رويه اسلام به همان دو معنا، به همان دو راهى كه اسلام دارد، حفظ معنويات و تقويت معنويات مردم و اقامه عدل بينشان و نجات دادن مظلومان از دست ظالمان. حالا اين فرق نمىكند چه مظلومانى باشند كه از دولتها ظلم مىكشند يا مظلومانى باشند كه از اربابها ظلم مىكشند. اسلام براى اين دو جهت آمده است و ما تابع اسلاميم، و بايد اين دو جهت را حفظ كنيم. مقررات اسلامى را به حد