صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١١ - دعوت به تقوا و ارزشهاى انسانى
است.
حُبُّ الدُّنْيا رَأْسُ كُلِّ خَطيئَة [١]
همه خطاها از خود انسان و از اين حب انسان به خودش هست. اگر آنهايى هم كه در صدر اسلام بودند مثل مسلمين حالا بودند، آنها هم همان جا، در همان محلِ خودشان خفه شده بودند، لكن آنها به جان و دل براى اسلام كوشش كردند و رفتند؛ و نه براى اينكه كشورى بخواهند. كشور، اسلام مىخواهد چه كند؟
براى اينكه آدم درست كند. رفتند كه ستمكارها را شرشان را از سر مظلومان قطع كنند.
دست ستمكاران را قطع كنند و وعده الهى را كه: نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ [٢] را تحقق بدهند و بسيار هم موفق شدند. لكن آن قدرى كه آنها مىخواستند نشد، آنها همه دنيا را مىخواستند كه آدم كنند. ائمه جمعه كوشش كنند مردم را به تقوا دعوت كنند، مردم را متقى كنند، مردم را از دنيا و از آمال دنيايى پرهيز بدهند. و اگر اين معنا را موفق بشوند، موفق مىشوند كه بر خلاف آنهايى كه بر مصالح اسلام سلطه دارند تجهيز خواهند شد.
دعوت به تقوا و ارزشهاى انسانى
شما الآن غريب هستيد اينجا و لو منزل خودتان هست. لكن تازه در اين منزلتان تشريف آورديد و نمىدانيد در ايران چه بود و چه شد و چه گذشت. ايران چه حالى بود؛ خيابانهاى ايران به چه حالى بود. ميكدهها از كتابخانهها بسيار بيشتر بود و عشرتكدهها هم و مراكز فساد هم و روزنامهها و مجلات و سينماها و تئاترها و دانشمندان و همهشان، همهشان با هم مخلوط شده بودند، و يك كشور شيطانى درست كرده بودند. طاغوتى درست كرده بودند و اسلام عنايتش را، لطفش را به اين ملت مظلوم، در طول تاريخ عنايتش را، پرتو عنايتش را افكند بر اينها و اينها متحول شدند. انسان عشرتكدهاى، متحول شد به انسان مجاهد اسلامى. انسان شهوتران متحول شد به انسان عاشق موت. و
[١] «دنيادوستى در رأس تمامى خطاهاست». اصول كافى، ج ٢، ص ٣١٥، ح ١
[٢] سوره قصص، آيه ٥: «و ما اراده كرديم كه به آن طايفه ذليل و ضعيف در آن سرزمين منّت گذارده و آنها را پيشوايان خلق قرار دهيم و وارث ملك و جاه فرعونيان گردانيم».