صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٧ - نامه به آقاى على جاويد (اسير در موصل) و توصيه به صبر
نامه [به آقاى على جاويد (اسير در موصل) و توصيه به صبر]
زمان: ١٣٦٢ ه. ش./ ١٤٠٣ ه. ق
مكان: تهران، جماران
موضوع: پاسخ به نامه يك اسير
مخاطب: جاويد، على (اسير در موصل عراق، اردوگاه شماره دو)
[بسمه تعالى. سلام عليكم، اميدوارم حالت خوب باشد و در كارت هميشه موفق و پيروز باشيد.
درّه جان، دلم براى تك تك شما تنگ شده است؛ اما دلم براى يكى ديگه خيلى تنگ شده. نمىدونى چقدر دلم براش تنگ شده. اونم پدر بزرگ عزيزم حاج آقا موسوى است. و يكى ديگه هم كه سفارش مىكنم براى شركت در مراسم هفتگى دانشگاه. درّه جان، فاطمه در نامهاش نوشته بود كه جايت در خانه خيلى نمايان است. اگر مامان ناراحتى كند به جان تو كه دوستت دارم ناراحت مىشوم. مادرم، اون پينه بستهات را از دور مىبوسم. همچنين دستان پر كار پدر عزيزم را كه در زمستان سياه مىشود. به جاى من همديگر را ببوسيد. مخصوصاً آقاى مهندس آچارو! و سلام مرا به آقاى شهرابى، ...، عبد خدايى، پرتو اعلم، آقاى اسكندرى، على آقا، حسين آقا، هومن و خلاصه هر كس كه ديدينش سلام مرا به او برسانيد؛ مخصوصاً مادرجون، عمه فرح، عمه شيرين، عمه اعظم، عمه اكرم، خاله حورى، خاله جون فخرى، خاله جون فاطمه و پسر خالهها و دختر خالهها، پسر عموها و دختر عموها و عمهها، خلاصه به همه برسانيد. درّه من، نمىدونم بالاخره اسمم را بايد عوض بكنم يا نه.
٣/ ١/ ٦٢ سال نو مبارك.
برادر كوچكت على
به ياد من بخوريد وقتى من برگشتم ورشكستتان مىكنم. حتماً برايم عكس دسته جمعى بفرستيد.
بسمه تعالى
خدمت مسئول محترم دفتر امام، سلام عليكم
پس از عرض سلام و آرزوى موفقيت براى شما، نظر به اينكه پسر اين جانب مدت هشت ماه است كه