صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣١ - كوشش براى تقويت معنويت و سركوب نفسانيت
تحت سلطه شما بياورند يعنى تمام قواى عالم خاضع شما بشوند و بعد به شما گفته بشود كه يك قواى ديگرى هم در ماوراى اينجا هست آيا مىخواهى آن هم داشته باشى، محال است بگوييد نه، مىگوييد بله. مگر آن كه رسيده باشد به معدن كمال، حجابها را دريده باشد و رسيده باشد به معدن كمال، و او بسيار كم است.
كوشش براى تقويت معنويت و سركوب نفسانيت
بايد ما كوشش كنيم كه اين معنويت را تقويت كنيم و اين نفسانيت را هر چه مىتوانيم سركوب كنيم. اگر اين حل بشود همه چيز حل است. اختلافات روى همين معنا است.
هيچ اختلافى در عالم واقع نمىشود الا اينكه مبنايش اين است. شيطان هم روز اول گفت خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ [١] من از او بهترم، تخلف خدا را كرد گفت، حاصل، به خدا گفت من بهترم و اين ارث شيطانى، ارث است براى همه ما. همه آن چيزى را كه در خود مىبينند، آن را بالاتر از ديگران مىبينند. اگر همان مطلب در ديگرى باشد كوچك مىبينند، وقتى در خودشان هست بزرگ مىبينند، عيب خودشان را ناديده مىگيرند، عيب كوچك ديگران را بزرگ مىشمارند. اينها همان فطرتى است، فطرت الهى است كه ما به راه كج كشيدهايم او را
كُلُّ مَولُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ [٢]
مگر اينكه
الَّا انَّ ابَواهُ
- شايد هم ابويه باشد لكن حديث اين طورى است-
يُهَوِّدانِهِ اوْ يُنَصِّرانِهِ اوْ يُمَجِّسانِهِ [٣]
و همين طور همه چيز، فطرت بر توحيد است، لكن وقتى كه دست شيطان [به] انسان مىرسد منحرفش مىكند.
اگر اين حكومت اسلامى دست مثلًا يك دسته ديگرى بود مىگفتند خيلى خوب است، حالا كه نيست دست آنها مىگويند خيلى بد است. اگر اين قوه قضايى كه اين قدر خدمت كرده است، دست يك دسته ديگرى بود مىگفتند خيلى ما خدمت كرديم، حالا كه دست آنها نيست مىگويند اين قوه قضايى نيست، اين ظلم است، نه عدل. اين براى
[١] سوره اعراف، آيه ١٢: «مرا از آتش و او را از خاك آفريدهاى»
[٢] «هر زاده شدهاى بر اساس فطرت پاك زاده مىشود». عوالى اللآلي، ج ١، ص ٣٥، ح ١٨
[٣] «مگر اينكه پدر و مادرش او را يهودى يا مسيحى و يا مجوسى مىگردانند».