صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٣٠ - جاه طلبى نتيجه مهذب نشدن نفوس
اختلافى واقع بشود، و بحمد اللَّه نيست اختلاف، ان شاء اللَّه. ما بايد يد واحده باشيم، همان كه تعبير اسلام است، يد واحده باشيم عَلى مَنْ سِوى. [١] يد واحده دوتا هم نه، يك دست، يك كار بكنيم، باز اگر دو تا دست گفته بود، اين دست، گاهى يك كارى موافق او نمىكند. ما بايد يد واحده باشيم، يد واحده اين است كه سركوب كنيد نفس خودتان را، سركوب كنيد آمالى كه خيال مىكنيد يك چيزى است. حساب كنيد كه ما چى هستيم، و اين منظومه شمسى چى هست و اين كهكشانها چى هستند در مقابل عظمت خدا تا بفهميد كه ما درگير يك شيطنت كثيف هستيم، نه يك شيطنتى كه باز يك چيزى هست. ما گرفتار يك شيطنتهايى در خودمان هستيم كه كثافتكارى است و پستى است.
و خودتان را نجات بدهيد و خودمان را نجات بدهيم. اگر از اين بند نجات پيدا بكنيد، آن بعدش آسان مىشود، وحدت آسان مىشود، اما از اين بند بايد نجات پيدا بكنيم، از اين بند خودخواهى، هر چه هست براى خودم، خود محورى، من، نه غير. اين در همه نفوس هست مگر اينكه تهذيب بشود، همه نفوس در آنها اين مسأله هست كه براى اينكه فطرت اللَّه هست؛ فطرت اللَّه توجه به كمال مطلق است و كمال مطلق را تا ناقص است براى خودش مىخواهد. قدرت را براى خودش مىخواهد چون ناقص است، لكن دنبال قدرت اللَّه است و نمىداند فطرتش توجه به خدا دارد. فطرت توحيد است كه تمام مردم بر اين فطرت هستند، بر اين فطرت توحيد تمام مردم. و شايد يكى از بزرگترين ادله بر توحيد همين فطرت باشد. انسان محال است كه برسد به يك جايى از قدرت و بالايش را نخواهد، هميشه دنبال آنى است كه ندارد.
سرمايهدار هر چه زيادتر سرمايه تهيه كند دنبال اين است كه اضافه كند و حكومت هر چه سعه داشته باشد حكومتش دنبال اين است كه توسعه بدهد. و شما مىبينيد كه اين قدرتهاى بزرگ همين طور هستند، همه اين طورند. منتها آنها يك دامنه وسيعى دارد، ديگران يك دامنه كوچكترى دارد. و الّا در همه اين فطرت هست كه تمام اين عالم را اگر
[١] بر كسانى كه بيگانهاند.