صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٥ - تنزل معارف و حقايق براى فهم بيشتر
مقابل خدا او را تمجيد كند. انسان كوچكتر از اين است كه بايستد در مقابل خدا و خدا را تحميد كند، تمجيد كند؛ اين ادعاست. تحميد و تمجيد، ادعاى اين است كه من شناختم، و انسان عاجز است از اينكه بشناسد، لكن چاره نيست چون خود گفته است، خود او امر فرموده است، و چون او امر فرموده است، همه بايد اطاعت كنند، و لو آنكه قاصر هستند از اينكه تحميد كنند خدا را، تنزيه كنند خدا را. هرجا تكبير آمده، دنبالش تنزيه هم در نماز اين طور است، سبحان اللَّه مىگويد بعد اللَّه اكبر. اول تنزيه مىكند خدا را، بعد تحميد مىكند، بعد تكبير مىكند، كه حمد خدا در بين يك تنزيه و يك تكبير واقع مىشود. مىخواهيد ركوع برويد تكبير مىكنيد، تكبير مىگوييد. از ركوع برمىخيزيد تكبير مىگوييد، در ركوع تنزيه مىكنيد. وقتى وارد به سجود مىخواهيد بشويد باز تكبير مىگوييد، در سجود تنزيه مىكنيد، بعد از سجود تكبير مىگوييد، باز تكبير مىگوييد و وارد سجود مىشويد و تنزيه مىكنيد؛ همهاش براى اين است كه بفهماند كه مسأله بالاتر از اين مسائل است. منزه است از اينكه تو تكبير كنى، تكبير مىگوييد، تنزيه مىكند او را از اينكه تكبير بگوييد برايش. تنزيه مىكنيد، تكبير مىكند او را كه تنزيهاش كنيد. نماز وضعش اين طورى است و عبادات ديگر. و اگر نبود امر خدا و لزوم اطاعت از امر خدا، بايد بگويم انسان، آن كه حظ ضعيفى از معرفت دارد، جرئت به اينكه بايستد و عبادت كند خدا را نداشت. لكن او جرئت داده است.
تنزل معارف و حقايق براى فهم بيشتر
همان طورى كه متنزل كرده است همه معارف را تا رسانده است به اينجا؛ قرآن را نازلش كرده، پشت ستارهايى، استارى [١] پشت سر هم هى وارد كرده، نازل كرده، نازل كرده تا رساندهاش به يك الفاظى كه موافق با فهم بشر باشد، و آن هم اين الفاظ باز موافق با فهم بشر نيست. همان اولى كه شروع مىكند قرآن به فاتحة الكتاب، همان اول كه حمد را مختص به او مىكند، همان اول به انسان مىفهماند كه عاجزى از اينكه بفهمى. همه
[١] جمع سَتْر؛ پوشش.