صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٢ - پيام به ملت ايران درباره سيد احمد خمينى و رفع تهمتهاى ناروا
كند و دفاع نمايد و وجود او را براى زندان اوين لازم و بركنارى او را تقريباً فاجعه مىدانست. يا مسأله طرفدارى از بنى صدر، او مادامى كه من از بنى صدر به واسطه بعض مصالح جانبدارى مىكردم او هم گاهى طرفدارى مىكرد و آن گاه كه من پرده را بالا زده و او را بركنار كردم حتى يك مرتبه از او طرفدارى نكرد و مخالفت شديد مىكرد. يا مسأله خط سوم كه مدتى نقل مجالس مخالفان بود و تهمتهاى ناروا مىزدند و من او را امر به سكوت كردم و او هيچ گاه از خط انقلاب و اسلام خارج نبود و بالاخره اگر به واسطه انتقامجويى از من پس از من گروههايى به مخالفت او برخاستند من ديْن خود را به او به عنوان يك مسلمان و يك رَحِم ادا كردم و خداوند تبارك و تعالى حاضر و ناظر است و من اميدوارم كه احمد به خداى تبارك و تعالى اتكال نمايد و از غير او از هيچ كس نهراسد و در خدمت به خالق و خلق به واسطه تهمتها و مخالفتها به خود تزلزل و ترديد راه ندهد و در خدمتها از خداوند متعال چشم داشت داشته باشد و براى بدست آوردن هيچ مقامى قدم برندارد و چون او را شخص مفيد براى انقلاب مىدانم اميدوارم در كنار وفاداران به انقلاب و متعهدان در راه اسلام و هدف به خدمت هر چه بيشتر قيام كند. و با برادران انقلابى و ايمانى در خط انقلاب و اسلام كوشش كند و از هيچ خدمتى مضايقه ننمايد و پاداش از هيچ مخلوقى نخواهد و خدمت را در راه كشور اسلامى و اهداف الهى خالصانه و براى رضاى خالق- جل و علا- ادامه دهد. و به مستمندان و مستضعفان كه حق تعالى سفارش آنان را فرموده بيش از ديگران خدمت كند و ديگران را به خدمتگزارى دعوت كند و هر چه مشكل در راه خدمت به هدف كه اسلام عزيز است پيش آيد و هر چه كارشكنى شود، از كوشش براى خدا دست برندارد و براى هر خدمتى كه او را دعوت كردند و تشخيص داد مفيد است اجابت كند و رضاى خدا را با خدمت به خلق جلب نمايد.
و اما در موضوع روحانيت كه گاهى احمد مورد تهمت واقع مىشود من او را موافق جدى با روحانيت مىدانم. اساس روحانيت چيزى نيست كه يك نفر مسْلم با آن مخالف باشد و اما موافقت بىقيد و شرط كه هر كس با هر عمل و اخلاق و ايده مورد تأييد او باشد