صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٥ - حمايت بازار از دولت در امر جنگ
يك وقت دستش به تهران برسد چه خواهد كرد؟ براى شما اموال مىگذارد؟ براى شما اعراض [١] مىگذارد؟ براى شما نفوس مىگذارد؟ مىدانيد چه خواهد كرد؟ مىدانيد كه خطر دارد الآن؟ خطر، صدام قابل آدم نيست، اما صدام و آنهايى كه پشتوانه او هستند، دولتهايى كه پشتوانه او هستند، آنهايى كه كمك مىكنند به آنها، قدرتهاى بزرگى كه اسلحه مىدهند، قدرتهاى بعد از او كه آدم مىفرستند، تجهيزات مىفرستند و افراد مىفرستند، خوب، يك همچو خطرى الآن براى ايران هست. آيا در يك همچو خطرى كه، متوجه همه است، نه متوجه يك قشرى، خطر خوزستان متوجه همه جاى ايران است، خطر خرمشهر و آبادان و- عرض مىكنم كه- آنجاهايى را كه آنها آن وقت در تصرف داشتند و آن كردند كه مغول نكرده بود در طول تاريخ، اين متوجه به همه است.
انصاف است كه در يك همچو وقتى احتكار بشود، اين ملت را در مضيقه بگذارند؟
انصاف است كه در يك همچو وقتى گرانفروشى بشود كه دولت به جان بيايد و نتواند درستش بكند، يا بايد كمك كرد به اين دولت؟ تكليف نداريم ما كه كمك مىكنيم تكليف شرعى. اين اصناف محترم، اين بازاريهاى محترم، اينها مىتوانند مبارزه كنند با گرانفروشى، با اينكه اجناس را به قيمت ارزانتر بفروشند. آن مقدار كه گيرشان آمده، اگر اجناس را به قيمت ارزان بفروشند، محتكرين كنار مىروند، نمىتوانند نگه دارند، يا محتكرين را بروند خود اصناف بروند آنجا، به آنها بگويند آقا چرا اين كار را مىكنيد؟
خوب، در يك همچو وقتى كه همه چيز ما، در معرض خطر است، ما حق داريم كه بنشينيم هى گله كنيم از كه اينكه مثلًا فلان چيز كم است، فلان چيز زياد است؟ خوب نمىتواند. مسأله بالاتر از اين معنايى است كه من و شما خيال كنيم؛ مسأله، مسئله امريكا است نه مسئله صدام. مسئله فرانسه هست، مسئله شوروى است.
حمايت بازار از دولت در امر جنگ
خوب، ما بايد، اين ملت ما تا حالا مقاومت كرده و خداوند ان شاء اللَّه حفظشان كند، و
[١] جمع عِرض: آبرو.