صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٦ - حمايت بازار از دولت در امر جنگ
از اين بعد هم مقاومت كرده است و مىكند و بايد هم زيادتر مقاومت كند. شما بسياريتان يادتان هست اين جنگ دوم را، ما كه داخل جنگ نبوديم، طرف جنگ نبوديم و لكن وقتى كه اينها ريختند به ايران و ايران هم هيچ نتوانست كارى بكند و آن ارتش شاهنشاهى و آن حرفهايى كه رضا خان مىگفت، معلوم شد همهاش پوچ بود، اينها وقتى وارد شدند، با اينكه آنها هم كارى به مردم نداشتند، همين وارد شدند، امّا ديديد كه ارزاق چه جور بود؟ ديديد كه هيچ نانى پيدا نمىشد؟ ديديد برنج نبود؟ هيچ نبود، جيرهبندى بود، آن هم با آن قيمت گران در بعضى اجناس. ما امروز در جنگ هستيم آقا، شوخى نيست. مسئله جنگ شوخى نيست، خرج جنگ شوخى نيست، مقاومت در مقابل جنگ شوخى نيست، يك لشكر را يا چندين لشكر را تجهيز كردن براى مقابله، اينها يك امورى است كه دولت گرفتارش هست و دارد خدمت مىكند. ما اين دولتى كه خدمت مىكند بايد تقديرش بكنيم، كمكش بكنيم. چهار نفرى كه توجه ندارند، يك چهار نفر ديگرى هم كه منافق هستند مىآيند هى به او يك چيزى مىگويند، به آنها يك چيزى مىگويند، ناراحتى ايجاد مىكنند در مردم. خدا مىداند كه با اين جنگ و با اين وضعى كه الآن براى ايران هست، و آن محاصره اقتصادى كه هست و آن كمكها و كارشكنيهايى كه هست و آن تبليغات سوئى كه بر ضد شما و بر ضد اسلام هست، مع ذلك دولت ايستاده و دارد خدمت مىكند، اين اعجاز است. بايد ما كمكش بكنيم. زير بغلش را بگيريم تا بتواند كار بكند. بايد اشكالاتى كه هست، من مىدانم، خود آنها هم مىدانند كه اشكال زياد است، امّا چه كنند اينها؟ خوب اشكال خيلى زياد است، اما چه بكنند؟ بگويند كه رها، هر كس هر كار مىخواهد بكند؟ خوب، يك عدهاى هستند كه وارد مىكنند و به قيمتهاى چندين مقابل مىفروشند، يك عدهاى هستند كه احتكار مىكنند، يك عده هست نمىكنند خوب، اين بيچاره دولت چه بكند؟ جنگ را رهايش كند، مىشود؟ آوارگان را رها كند مىشود؟ مستضعفان را رها كند، مىشود؟ شما ببينيد در همين بساطى كه الآن براى ملت ما پيش آمده است و دولت هم آن قدر در مقابل اينها مقاومت كرده، چقدر ساختمان كرده براى مردم، چقدر راهسازى كرده براى مردم. من مكرر به اينها گفتم كه آقا اين