صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٧ - حمايت بازار از دولت در امر جنگ
كارهايى را كه مىكنيد، بياييد بگوييد؛ بياييد به مردم بگوييد تا توجه پيدا كنند. خوب شما هم خيلى مىدانيد، اكثر شايد بدانند كه در آنجاهايى كه هيچ برايشان كار نشده بود، نه آب داشتند، نه زمين داشتند، نه راه داشتند، هيچ نداشتند، نه طبيب داشتند، الآن همه اينها تا يك حدودى كه قدرت داشته دولت، عمل كرده و خوب عمل كرده است.
بنا بر اين، ما بايد از يك همچو دولتى كه نمونه است، شما خيال مىكنيد كه صدام اين طورى عمل مىكند؟ صدام هم مبتلاى به جنگ است، همه هم به او كمك مىكنند. امّا بپرسيد از آنهايى كه از عراق مىآيند ببينيد چه مىكند او، بپرسيد از اين آقايان عراقى كه آمدند و فرار كردند آمدند، دارد چه مىكند با اين مردم، اين حبسهاى او و اشخاص اخيار را در حبسهايش چه مىكند. بنا بر اين ما دو طرف قضيه را بايد ملاحظه كنيم. از آن طرف بازار را ما بايد حفظش بكنيم با تمام قوا، همهمان موظفيم. بازار است كه ما را نگه داشته، همه را نگه داشته، از آن طرف، بازار بايد دولت را حفظ كند. اگر رها كند چه بكند دولت. آقاى موسوى [١]، نخست وزير يك كاسب است، مثل شما كاسب بوده ديگر، پدرش هم الآن ظاهراً كاسب است. خوب، آن كه چيزى ندارد كه خودش بدهد، وزيرهاى ديگر هم همه از همين قبيلاند. دولت خودش كه چيزى ندارد. دولت مىخواهد دفاع از جان شما، از ناموس شما، از مال شما، از حيثيت شما بكند. خوب، ما خودمان بايد اين كار را تكفل كنيم، و آن مقدار كه مىتوانيم، اينهايى كه سرمايههاى كلان دارند. اگر يك وقتى شما شنيديد كه اين آقايان بعضى مىگويند تروريست اقتصادى و محتكرين را مىگويند، محتكرين را مىگويند، عامه بازار محتكر نيستند، متعهدند آنها؛ آنها خلاف شرع نمىكنند. يك دسته هستند كه هم نق مىزنند، هم كارى به اين كارها ندارند، هم مال مردم را احتكار مىكنند و گران مىفروشند و بازار سياه درست مىكنند، يك دستهاند اينها. اين طور نيست كه به بازار كسى جسارت كند؛ من تا حالا از هيچ كس نشنيدم كه در بازار يك حرفى زده باشد. خوب، اين بازارى است كه بازار مسلمين است، اين بازارى
[١] آقاى مير حسين موسوى.