صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٠ - احترام دولت اسلامى به اديان الهى
حتى با ملتهاى مظلوم خودشان. و ديگران چه مىكنند كه روى مسيحيت را سياه كردهاند، البته روى خودشان سياه است. و همين طور ساير قشرها و آنهايى كه ادعاى اسلام مىكنند. امروز صدمهاى كه ملت مسلمان ما از صدام دارد مىكشد و ملت مظلوم مسيحى و غير مسيحى از صهيونيستها در لبنان و امثال لبنان مىكشند، كى از ديگرى كشيده است اين رنجها را؟ اينها همه مدعى هستند، لكن در عمل مىبينيد كه چه هستند.
و ما ملتها، ما همه كه در تحت پرچم توحيد هستيم، تا با هم مجتمع نباشيم، تا در اصل مليتى كه مال همه است با هم مجتمع نباشيم و با هم وحدت نداشته باشيم و در صحنه حاضر نباشيم، نمىتوانيم در مقابل اين سيل كفر و اين سيل فزايندهاى كه همه عالم را دارد مىبرد، نمىتوانيم مقاومت كنيم. اينكه مىبينيد در ظرف چهار سالى كه، قريب چهار سالى كه ايران بحمد اللَّه، ايستاده است و رزمندگان آن در حدود بيش از سه سال، بيش از دو سال در جنگ هستند، شما مىبينيد كه اينها همه ايستادهاند و با همه مشكلات ايستادهاند و ملت هم پشت سر آنها، و اين است كه موجب پيروزى ما شده است.
احترام دولت اسلامى به اديان الهى
شما اين مطلب را بايد بدانيد كه دولت اسلامى اگر به وظايف اسلامى عمل كند، براى همه قشرها، براى همه دينهايى كه رسمى هستند در ايران، براى همه اينها احترام قائل است، براى همه اينها؛ همان طورى كه براى ساير قشرهاى ملت مسلمان احترام قائل است، براى آنها هم قائل است و اين نيست جز اينكه اسلام اين طور است.
شما در تاريخ شايد ديده باشيد كه وقتى كه لشكر معاويه آمد و چند نفر را چه كرد و يكى از زنهاى اهل مذاهب رسمى را، آن، خلخال را از پايش درآورد، حضرت امير كه [رئيس] حكومت آن وقت بود- به حسب نقل- فرموده است كه شنيدم خلخال از پاى يك كسى كه با اسلام است و تابع اسلام است درآوردهاند و اگر كسى در اين امر بميرد، اين را نبايد ملامت كرد [١]. اين طور پشتيبان است.
[١] نهج البلاغه، خطبه ٢٧.