صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٩ - اهميت مجلس در اصلاح و افساد امور
مجلس مثل، همان طورى كه صنايع مادر ما داريم، مجلس هم اين طور است كه اگر مجلس يك مجلس اسلامى كه با انتخابات صحيح انجام بگيرد، و اشخاصى كه انتخاب مىشوند واقعاً منتخب ملت باشند، تمام كارهاى كشور با دست مجلسيها اصلاح مىشود.
تمام كارهايى كه از بعد از مشروطه انجام گرفت، و انحرافاتى كه بتدريج پيدا شد تا زمان رژيم پهلوى كه به اوج خودش رسيد، يكى از عمال بزرگ كه بايد بگوييم كه مادر عمال بود مجلس بود. مشروطه را منحرف كردند، مجلس را مجلس قلدرى كردند، ملت را از اينكه رأى بدهند محروم كردند و اين مال اين دوره سابق قبل از اين دوره نيست، بلكه به طور قطع اكثر دورهها اين طور بود، منتها يك دفعه تعيين وكلا با خانها بود و آن اشخاصى كه نفوذ داشتند در كشور، در هر منطقه و مردم دخالت نداشتند، و اگر دخالت داشتند چشم و گوش بسته بودند. رعيتها را جمع مىكردند و مىآوردند پاى صندوق، و به آن طورى كه به آنها دستور داده بودند رأى مىدادند بدون اينكه بفهمند چه دارند مىكنند، رأى چى هست و چه كار دارند انجام مىدهند. فقط همان خان مىدانست كه براى منفعت او و براى منفعت دولتها اينها دارند رأى مىدهند، و اصلًا كارى به اينكه كشور به كجا برسد در كار نبود، كارى به اين كار نداشتند. بعد هم كه زمان رضا خان پيش آمد و ما بعد رضا خان كه اكثراً مىدانيد، و همه هم در آخر، در اين دورههاى آخر مىدانيد كه آن بلاهايى كه به سر ملت آمد، مادرش مجلس بود. يعنى عدهاى را اينها خودشان ليست مىدادند، و به طورى كه محمد رضا اقرار كرد- منتها مىگفت زمان قبل، مقصودش زمان پدرش بود- ليست را از سفارتخانه مىآوردند كه اينها بايد تعيين بشوند. بعد از زمان ايشان هم بدتر از آن وقت بود، وكلاى ما را بايد امريكا يا قبل از او انگلستان تعيين كند، و مردم و دولت ايران و هيچ كس هيچ نظرى در اين باب نداشت. وكلا با دستور آنها، با اسم و رسم تعيين مىشد مگر بعضيها كه در تهران نمىشد كه غير او بشود كه يك اقليت بسيار نادر بود، البته بتدريج اين طور شد تا زمان اينها كه به اوج خودش رسيد، تمام بدبختيها در حكومت از مجلس سرچشمه گرفت. هر كارى مىخواستند انجام بدهند، هر امر فاسدى را كه مىخواستند انجام بدهند ديكته مىكردند و مىآوردند مجلس، و مخالف و موافق