صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤ - حفظ اسلام و ارزشهاى آن در گرو فداكارى
هم مىشود. حالا كه براى شكم ما آن طور نمىشود، يا آن عياشيها را- مثلًا- نمىشود كرد، حالا بگوييم كه نه ديگر چيزى نشده است؟ براى شكم كه نكرده بودند اينها، براى خدا كرده بودند.
ما تاريخ صدر اسلام را مىبينيم كه آنهايى كه براى خدا كار مىكردند با چه مشكلاتى روبرو بودند، خود پيغمبر با چه مشكلاتى روبرو بود، حضرت امير با چه مشكلاتى روبرو بود. قرآن چقدر شكايت مىكند از مردمى كه حاضر نيستند كه به جنگ بروند، حاضر نيستند كه- عرض مىكنم- كمك بكنند. خود پيغمبر چقدر در اين امر گرفتارى داشت، حضرت امير چقدر صحبت مىكرد در اين امور، حتى گاهى نفرين مىكرد كه اينها حاضر نيستند به هيچ كارى. بحمد اللَّه كه اينجا بدون نفرين، مردم حاضر [ند] و حاضر به احسن [وجه] بودند. چيزى است كه خدا كرده است؛ نعمتى است كه خدا به ما داده است. همه ملت ما الآن همه جور حاضرند. و ما تبليغات سوء را بايد خنثى كنيم؛ يعنى، آن به عهده اين قشر از جمعيت روحانيون است كه اين تبليغات سوء را، لا اقل، تبليغاتى كه در داخل هست، اين تبليغات داخلى كه مىشود، شما در مساجد بگوييد مسائلى كه شده است، مردم ببينند، و مسائلى كه لازمه يك انقلاب است به مردم گوشزد بشود كه مردم را نريزند- هى عرض بكنم- كه چه بكنند، چه بشود.
حفظ اسلام و ارزشهاى آن در گرو فداكارى
و لهذا ما در اين قضيه، خيلى اشخاص ارزشمندى را از دست داديم، و ما خسارت خيلى ديديم. لكن نمىارزد اين خسارت؟ خوب، صدر اسلام هم حضرت سيد الشهدا را كه از همه خسارات بالاتر بود، [از دست داديم]. و سيد الشهدا مىدانست كه دارد چه مىكند، مىدانست كه اينجا، اين سفر اين طورى است. خوب، از خطبههاى بين راههايشان و از فرمايشاتى كه كردند معلوم است كه مسأله اين بوده است كه ... نه، اينكه مسأله اين بوده است كه حالا چون مىخواستند بروند آنجا، ببينند چه مىشود. وضع جورى بوده است كه بايد بشود، بايد اين فداكارى بشود تا اينكه كار درست بشود. و ما