صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٥ - علم و تقوا، ميزان ارزش در مكاتب توحيدى
انداخت. امير اعتراض كرد كه براى چه؟ گفت: من هر چه نگاه كردم، كثيفتر از صورت تو در اينجا نيافتم. شما اگر آن ورق را ببينيد، انسان اگر آن صفحه دوم عالم را ببيند و در آنجا ببيند كه اينهايى كه ارزششان را به اين مسائل مىدانند، آن وقت مىبينيد كه در آنجا، صورت آنها آن قدر مشوه [است] و صورت انسانى هم نيست، يك صورت ديگرى است، تا ببينى سگباز است و همه دلش را به سگ داده است، صورت سگ است.
علم و تقوا، ميزان ارزش در مكاتب توحيدى
مسئله تجسم اعمال و تجسم اخلاق و اينها يك مسئلهاى است كه در پيش اهل نظر و محققين مسلّم است. و در روايات ما هم هست كسى كه غيبت مىكند، در روايات هست كه زبانش به اندازه بين مكه و مدينه ظاهراً هست، دراز مىشود و مردم در روز حشر از روى اين زبان عبور مىكنند. اين نتيجه غيبت است. يك كسى كه زبانش از اين ور شهر به آن ور شهر دراز مىشود و اعراض مردم را ذكر مىكند و آبروى مردم را مىبرد، اين زبان در آن عالم تا آن اندازهاى كه اينجا دراز بوده، آنجا هم درازى پيدا مىكند و اهل محشر از رويش- به حسب اين روايت- مىگذرند. وقتى بنا شد ارزش انسان به اين مسائل باشد، آن وقت هيچ يك از معنويات ديگر ارزش ندارد. شما اگر گمان بكنيد در پيش اين طايفههايى كه ارزش را به اين معانى مىدانند، ارزشى كه پيش انبيا هست، اينها اصلًا ارزش بدانند؟ باور نكنيد كه بدانند. ممكن است بگويند. و ليكن باور ندارند. اگر باور داشتند، مىرفتند دنبال آن ارزش. حالا كه ندارند و نمىروند دنبال آن ارزش، معلوم مىشود باور ندارند. ارزش در لسان انبيا و در لسان اولياى خدا و در رأس آنها، قرآن كريم و رسول اكرم،- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- ارزش به علم و تقواست. ميزان، ارزش اين دو خاصه است: علم و تقوا توأماً. علم تنها ارزش ندارد يا ضعيف است ارزشش. تقواى تنها يا ارزش ندارد يا ضعيف است ارزشش.
در حديث منقول از رسول خداست كه
قَصَمَ رَجُلانِ [يا صِنْفان] ظَهْرى: عالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جاهِلٌ