صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣١ - بعثت، منشأ تحول علمى- عرفانى در عالم
كرد به يك عرفان عينى و يك شهود واقعى براى ارباب شهود. قرآن در اين بُعدش براى كسى تا كنون منكشف نشده است مگر مَنْ خوطِبَ بِه [١]؛ و در بعض ابعادش حتى براى مَنْ خوطِبَ بِه هم منكشف نشده است و فقط براى ذات ذو الجلال جلّت عظمتُه معلوم است. اگر كسى سير كند در فلسفههاى قبل از اسلام و فلسفههاى بعد از اسلام، و خصوصاً قرنهاى آخر و عرفاى قبل از اسلام و آن كسانى كه در هندوستان و امثال آن يك همچو مسائلى داشتند، با عرفاى بعد از اسلام كه به تعليم اسلام در اين امر وارد شدهاند، مىفهمد كه چه تحولى در اين بعد حاصل شده است؛ در صورتى كه عرفاى بزرگ اسلام هم راجِل [٢] هستند در كشف حقايق قرآن.
لسان قرآن كه از بركات بعثت است، از بركات بزرگ بعثت رسول خداست، لسانى است كه سهلِ ممتنع است. بسيارى شايد گمان كنند كه قرآن را مىتوانند بفهمند، از باب اينكه به نظرشان سهل است. بسيارى از ارباب معرفت و ارباب فلسفه گمان مىكنند كه قرآن را مىتوانند بفهمند؛ براى اينكه، آن بُعدى كه براى آنها جلوه كرده است و آن بُعدى كه در پس اين ابعاد است براى آنها معلوم نشده است. قرآن داراى ابعادى است كه تا رسول اكرم- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- مبعوث نشده بودند و قرآن متنزل نشده بود از آن مقام غيب، نازل نشده بود از آنجا، و با آن جلوه نزولىاش در قلب رسول خدا جلوه نكرده بود، براى احدى از موجودات ملك و ملكوت ظاهر نبود. بعد از آنكه اتصال پيدا كرد مقام مقدّس نبوى ولى اعظم با مبدأ فيض به آن اندازهاى كه قابل اتصال بود، قرآن را نازلتاً و مُنزَّلًا كسب كرد، در قلب مباركش جلوه كرد و با نزول به مراتب هفتگانه به زبان مباركش جارى شد. قرآنى كه الآن در دست ماست نازله هفتم قرآن است و اين از بركات بعثت است؛ و همين نازله هفتم آن چنان تحولى در عرفان اسلامى، در عرفان جهانى به وجود آورد كه اهل معرفت شمّهاى از آن را مىدانند و بشر از همه ابعاد او، يعنى جميع ابعاد او براى بشر باز، معلوم نشده است و معلوم نيست معلوم شود. آياتى در قرآن كريم
[١] كسى كه مورد خطابِ قرآن قرار گرفته است
[٢] راجل: كسى كه پياده راه برود و سوار بر مركب نباشد، كنايه از عجز است.