صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٤ - لزوم پشتيبانى همه اقشار در قضيه جنگ
جنگ گرفتار است، مع ذلك با تمام قوا جنگ را مقدم مىدارد. الآن گرفتارى دولت به قدرى است كه اين بودجههايى كه ملاحظه مىكنيد اينها نمىتواند كار دولت را درست كند، اين ملت است كه بايد درست كند.
لزوم پشتيبانى همه اقشار در قضيه جنگ
حالا من عرض مىكنم به شما، ما فرض مىكنيم كه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- امروز در ايران بود و رئيس دولت بود و ملاحظه مىكرد كه يك جمعيتى، صدام و آنهايى كه با او موافقند، يعنى همه دولتهاى دنيا به استثناى بعضى، اين هجوم كرده است به ايران و خرابى كرده است و نفوس مردم را تلف كرده است و آواره كرده است و غارت كرده است و خرابى. حضرت ببينند كه الآن اسلام و ملت اسلام و اعراض و نفوس ملت اسلام در خطر اين است كه اين يأجوج و مأجوج بريزد به ايران و همان كارى را كه در اهواز كرد و خرمشهر كرد در تهران بكند و در مشهد بكند و در اصفهان. اگر حضرت احساس اين معنا را كرد، چه مىكرد؟ مىنشست موعظه مىكرد؟ مىگفت كه خودم تنها درست مىكنم؟ پول نداشت، كافى نبود، ماليات تنها كافى نبود، چه بكند؟ حضرت آن وقت حكم مىكرد به اينكه مردم به حسب توانشان، مستضعفين، طايفه كم درآمد، اينها كنار و طايفههايى كه پر درآمدند، صد ميليون مثلًا اينها هر سال درمىآورند و بيشتر و خصوصاً آنهايى كه كارى به كار اين مسائل ندارند، البته نوع بازرگانان اين جور نيستند، نوع تجار اين جور نيستند، نوع كسبه اين طور نيستند، امّا در بينشان خوب اشخاصى هست، شما هم مىشناسيد كه يك معامله چند صد ميليونى مىكند و در آن معامله هم بيشتر از صد ميليون نفع مىبرد و حساب و كتابى هم در كارش نيست. امير المؤمنين با اين كشورى كه در معرض خطر است چه مىكرد؟ همه افراد را مىفرستاد جنگ. با فشار، اموال اشخاصى كه ثروتمند بودند و اينها را مىگرفت و مىفرستاد و اگر نمىرسيد عباى خودش را مىداد، عباى من را هم مىداد، كلاه شما را هم مىداد براى حفظ كشور اسلام، براى حفظ نواميس خود اين مردم. شما مىدانيد كه اگر خداى نخواسته صدام