صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٩ - قضاوت، امر خطير، پر مسئوليت و پر زحمت
دستهاى كه اين طور هستند و تجليل از رضا خان و غمض عين از اين همه جنايتى كه آن آدم وارد كرد به ايران. هر كس آن وقت را يادش هست، و آن مسائلى كه در آن وقت يادش هست، و آن مصيبتهايى كه براى بانوان پيش آوردند يادش باشد مىفهمد كه اين آدم چه عنصرى بود. و آن وقت هم انگليسها كار مىكردند، انگليسها كى را انتخاب كردند براى سركوبى، در هر صورت اينها از مسئله ما خارج است.
مىخواستم عرض كنم كه روحانيون امروز هم اگر در هر جا وارد بشوند اين طور نيست كه بخواهند يك سلطهاى پيدا كنند و مثلًا فرمانفرمايى بكنند. شما ملاحظه مىكنيد آن رئيس جمهور است، خوب مقام بالاترى دارد وضعش چه جورى است؟ كيفيت سلوكش چه جورى است؟ زندگىاش چه جورى است؟ رفت و آمدش چه جورى است؟ نشست و برخاستش با مردم چه جورى است؟ خوب، اين مسئلهاى است كه مشاهد همه است. و آن رئيس مجلسش هست، و اين آقا هم رئيس ديوان عالى كشورش هست. همه اينها را شما مشاهده مىكنيد. اين نيست كه اينها در خارج يك جور، كه آنها يك وضعى دارند كه شما مىبينيد، همان وضعى كه در زمان طلبگى خودشان داشتند همان وضع را هم حالا دارند. منتها حالا يك خدمت وسيعترى انجام مىدهند. آن وقت يك خدمتهايى به معنويت نزديكتر انجام مىدادند. ما نبايد خيال بكنيم و كسى خيال بكند كه روحانيت در اينجا يك چيزى پيدا كرده و دنبالش دارد مىگيرد كه هى زيادش كند. اينها با رنج و زحمت اينجا مىآيند.
قضاوت، امر خطير، پر مسئوليت و پر زحمت
قضاوت را مىدانند كه چقدر كار مشكلى است و پر مسئوليتى است؛ شما هم مىدانيد، شما هم جزء روحانيون هستيد. شما آقايان هم مىدانيد كه قضاوت چه امر مهمى است و چه پر مسئوليت و پر زحمت. بالاخره قاضى يك طرف قضيه از او ناراضى است. دو تا آدمى كه با هم منازعه مىكنند كم اتفاق مىافتد، نادر، كه آن كسى هم كه محكوم شده است آن هم شكرگزار باشد. قهراً آن كس كه محكوم شده است ناراضى مىشود. خوب،