صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١١ - مبارزه تا رهايى از سلطه شرق و غرب
مبارزه تا رهايى از سلطه شرق و غرب
ما از صفر شروع كرديم، ايران از صفر شروع كرد. ايران در آن وقتى كه همه چيزش در خطر بود و اختناق به طورى بود كه زن به شوهر و شوهر به زن نمىتوانست يك كلمه خلاف رژيم بگويد، از صفر، اشخاصى كه بيدار شدند و بودند، شروع كردند و اين صفر كم كم بزرگ شد و اين قطرات كم كم بزرگ شدند و شكل گرفتند و به صورت مشتهاى گره كرده و بدون اينكه در آنها يك تشكيلات منظمى باشد و بدون اينكه داراى يك سلاح باشند. سلاح در دست مردم به هيچ وجه نبود، لكن اينها از هيچ شروع كردند تا اينكه سلاحها را از دست دشمنان گرفتند و كم كم با فرياد اينها براى اسلام، از ارتش، جناحهاى بسيارى به اينها ملحق شدند كه تا الآن هم هستند و خدمت مىكنند و در بين خود ملت هم بسيج شد عده كثيرى و الآن هم بسيج مىشود.
و ما اميدواريم كه ايران به اندازه افرادى كه دارد، جوانانى كه دارد، ارتش داشته باشد.
يك ارتش ملى، اسلامى، انسانى كه در مواقعى كه احتياج به آن هست، چندين ميليون از افراد حاضر به خدمت باشند. كشورهاى ديگر هم آنهايى كه بيدارند، آنهايى كه توجه به مسائل دارند، آنهايى كه غربزده و شرقزده نيستند، آنهايى كه منافع خودشان را از شرق نمىدانند و آنهايى كه منافع خودشان را از غرب نمىدانند، آنهايى كه غرب و شرق را غارتگرانى مىدانند، آنها هم بايد شروع كنند و لو از صفر. و همان طورى كه در ايران از صفر شروع شد و تا حدود بيست سال دائماً در خدمت آمدند و كردند و ناگهان انقلاب حاصل شد، انفجار حاصل شد و با انقلاب و انفجار، اين رژيمى كه تا دندان مسلح بود و او را مسلح كرده بودند، همه قدرتها هم با او همراه بودند، با همين مردم عادى كشور ما كه متحول شدند به يك انسانهاى الهى و به يك انسانهاى توحيدى، اين رژيم شكسته شد و دنبال او هم دست امريكا از اينجا قطع شد و دست همه قدرتها از منافع ما قطع شد. و در اين هنگام كه شما تشريف داريد در اينجا، ما كارهاى خودمان را، دولت ما كارهاى خودش را و كارهاى ايران را با شايستگى انجام مىدهد و كارخانهها را به راه مىاندازد، و مسائلى كه دارد و مشكلاتى كه دارد يكى پس از ديگر حل مىكند، و در ظرف چهار سال