صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٧ - لزوم دفاع در مقابل متجاوزين به اسلام و مسلمين
پيوند كند، بپيوندد، آن روز هم جيش «اسامه» [١] اش بيرون شهر بود كه مىخواست جنگ بكند. اين جنگ يك چيزى است كه براى عدالت، جنگ لازم است. اگر مردم عادل باشند كه ديگر جنگى در كار نيست. اگر مردم انسان باشند كه ديگر جنگى در كار نيست. لكن وقتى كه يك دسته، اكثريت مستضعفين پايمال دارند مىشوند، وقتى كه تمام حيثيت اسلام و مسلمين در خطر است، وقتى كه تمام حيثيت همين ملت ما در خطر است، ما كه جنگ را شروع نكردهايم، ما الآن هم در حال دفاع هستيم هر روز تقريباً بايد گفت بىاستثنا آبادان تقريباً بىاستثنا هر روز كوبيده مىشود، زايد بر آن هم جاهاى ديگرى كه همه مىدانيد. ما مىخواهيم كه دست اينها كوتاه بشود كه به ما اين طور، به ملت ما اين طور تعدى نكنند. ما دفاع داريم مىكنيم، و ما از اول هم دلمان مىخواست كه جنگى نباشد و همه صلح باشد. اما مىپذيريد شما اينكه ما و صدام كه دشمن اسلام است- از اول دشمن اسلام بودند آن وقت كه من نجف بودم مىدانستم كه اينها دشمن اسلام هستند؛ همينها را مرحوم آيت اللَّه حكيم [٢] تكفير كرد. اينها مشركند، ملحدند.- شما مىپذيريد كه ما با آنها سر يك ميز بنشينيم و مصالحه كنيم؟ مصالحه اينكه خوب، حالا شما اين كارها را كرديد عذر بخواهيد ما هم بگوييم كه ما هم اين كارها را كردهايم؟ هيچ وجدان انسانى- اسلامى مىپذيرد اين را؟ يا خير، ما بايد آن مطلبى كه داريم، حق است و همه عالم اگر انصاف داشتند مىپذيرند و مىپذيرفتند ما آن را مىخواهيم، ما چيز زايدى نمىخواهيم، ما همان را مىخواهيم، از اول جنگ هم گفتيم ما جنگجو نيستيم، ما مدافع هستيم. دفاع هم يك حق مسلمى است كه اسلام و غير اسلام براى انسان قائل است.
ما الآن در حال دفاع هستيم. ما جوانهايمان تا كنون آن قدر شهيد دادهاند، تا كنون مادرها آن قدر شهيد دادهاند، پدرها آن قدر شهيد دادهاند، جوانها آن قدر خون خودشان را دادهاند براى اينكه شرّ اين قدرتهاى بزرگ از سر ايران كم بشود. حالا كه بحمد اللَّه رسيديم به اينجايى كه دستها كوتاه شده، حالا ما كوتاه بياييم تا آنها دستشان بلند بشود؟ من به شما
[١] اسامة بن زيد، از اصحاب جوان پيامبر كه آن حضرت وى را به سركردگى سپاه براى نبرد با كفّار منصوب كردند
[٢] آقاى سيد محسن حكيم، از مراجع بزرگ تقليد عراق كه به سال ١٣٨٩ ه. ق. در نجف در گذشتهاند.