صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩ - استقبال از صلح شرافتمندانه اسلامى
مىشوند بعد از صلح- و ما طالب اين صلح هستيم. اما صلحى كه اصلًا اعتنا نكنند به اينكه جنايت كردند در اينجا و اعتنا نكنند به اينكه غراماتى وارد شده است و بايد جبران بكنند، خساراتى وارد شده است و بايد جبران بكنند، اين اسمش «صلح» نيست، اين اسمش را بايد بگذاريم «صلح صدامى»! اين صلح نيست، صلحى كه بخواهند يك مملكتى را بچاپند و يك مملكتى را خراب و ويران كنند. و الآن هم نفت شهر را نفتهايش را آتش زدند؛ براى اينكه احتياطاً آتش بگيرد كه وقتى كه بيرونشان كردند، نفتها كم شده باشد. ما با يك همچو موجوداتى طرف هستيم! ما چطور مىتوانيم همين طورى بىقيد و شرط بنشينيم و صحبت كنيم و مصالحه كنيم؟ شوراى امنيت هم اگر بگويد، ما نمىپذيريم همه عالم بگويند، ما اين طور صلح را نمىتوانيم بپذيريم. هيچ عاقلى اين صلح را نمىپذيرد تمام هيأتهايى كه اينجا آمدند از اول و بعدهم شايد بيايند، مىبينند كه ما يك صحبت فقط داريم: ما صلح را قبول داريم، ما صلح را استقبال مىكنيم، لكن يك صلح شرافتمندانه اسلامى؛ صلحى كه بايد بفهمند كه متجاوز چه كرده است، صلحى كه بايد خسارات اين كشور جبران بشود، نه صلحى كه از آن طرف بگويد: صلح، از آن طرف بفرستد و توپها را ببندد به مردم بىگناه بىچاره. صلح طلبى صدام عيناً مثل صلح طلبى امريكا مىماند، مثل صلح طلبى اسرائيل مىماند، مثل خلقى بودن اين منافقين و منحرفين است؛ عيناً همين است. از آن طرف مىگويند: ما براى خاطر خلق داريم چه مىكنيم، از آن طرف اين طور جنايات به همين بيچارهها مىكنند. تا حالا يك چيزى، كارى اينها نسبت به كسانى كه داراى يك مقامى هستند- يعنى مقامهاى به خيال آنها- يا از ثروتمندان هستند و- عرض مىكنم كه- سرمايه داران، تا حالا يكى از آنها را اينها ترور نكردند. هر چه ترور كردند، اين زغالفروش، اين سبزىفروش، اين بقال، اين چه بوده؛ و وقتى هم كه مىخواهند قدرتنمايى زياد بكنند، يك همچو كارى مىكنند كه مجبور مىشوند كه كار را بكنند و بعدهم بگويند نكرديم.
اسرائيل هم مىگويد ما اصلًا در اين امر دخالت نداشتيم، در امر اين فجايعى كه در لبنان اتفاق افتاد، مىگويد؛ همه مىدانند كه ما يك مردم انساندوستى هستيم! ارزش