صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٥ - اسلامزدايى به واسطه بىمحتوا نمودن احكام اسلام
شوروى، يا بايد پيغمبر و پيغمبران را و خلفاى پيغمبر و پيغمبران را تخطئه كنند، يا بايد خود و حكومتهاى خود را تخطئه كنند. امر داير بين اين دو است و از اين خارج نيست.
نمىشود منطقى كه در مكه، سياست ما تخطئه مىكند و مسلمين را كه مىخواهند شعار بر ضد ستمگران بدهند جلوگيرى مىكند، و در ساير بلاد كه بعض ائمه دربارى، ائمه- اگر باشد بينشان- جمعه دربارى و ائمه جماعت دربارى در يك دوراهى واقع هستند، هر كدام را مىخواهند اختيار كنند. يا اختيار كنند كه نه رسول اللَّه و نه بعد از او خلفا و نه آنهايى كه متصديان امور اسلام بودهاند از اصحاب و از وابستگان به آنها در صدر اسلام، آنها مسلم نيستند- يا اقرار كنند كه خودشان و حكومتهايى كه در بلاد خودشان هست مسلم نيستند. جمع ما بين اين دو نخواهد شد. سَر اين دوراهى همه هستند و گرفتارى مسلمين هم در همين است كه به آنها تزريق كردهاند، تبليغ كردهاند كه روحانيون بايد بروند در كنج مدرسهها و مسجدها و بعض مسائل اسلام را بگويند، نه همه را. اساس مطلب اينجاست كه اسلام آيا دين سياست است و با سياست به همه ابعاد، با مسائل اجتماعى ملتها به همه ابعاد، با مسائل اقتصادى و فرهنگى و همه چيزهايش با همه افراد توأم است، يا اينكه اسلام بايد منزوى باشد، و در صدر اسلام آنهايى كه حكومت دادند همه در اشتباه بودند.
اسلامزدايى به واسطه بىمحتوا نمودن احكام اسلام
اگر مسلمين مطلع بشوند كه اين بوقهاى استعمارى، آنها را دارند از اسلام جدا مىكنند و اسلامزدايى مىكنند و محتواى اسلام را از آن چيزى كه دارد خالى مىكنند من جمله مسئله امامت جمعه. در صدر اسلام مسائل سياسى در مسجد و به وسيله آنهايى كه امام جمعه بودند حل و فصل مىشد، و نقشههاى جنگ در آنجا كشيده مىشد، و مع الأسف ما را رساندند به آنجا كه در خطبههاى جمعه جز چند كلمه موعظه و تحذير از اينكه نبادا در امور دخالت كنيد چيزى نبوده است. يا نماز جمعه نبود يا اگر بود، محتوا نداشت. يا حج را نمىگذاشتند بروند و اگر مىگذاشتند، حج بيمحتوا بود. حجى كه يك