صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٣ - سازندگى فرهنگ صحيح
خودشان، مىخواستند خدمت براى ديگران بكنند كه خودشان به نوايى برسند، خودشان هم به هيچ چى نرسيدند. آنها گمان مىكردند كه بالاخره امريكا مىآيد، پس ما يك جاى پايى براى خودمان بگذاريم، بعضيشان هم شايد مبعوث بودند از طرف آنها، لكن امريكايى در كار نيست! تا اينها زندهاند، امريكا تو كار نيست! حالا اگر يك وقت در تاريخ- خداى نخواسته- يك چيزى بشود، ايران باز فراموش كند اين صحنههاى انسانى را، آن مسئله ديگر است. اما ان شاء اللَّه، اين مسائل هست و به قوّت خودش هست. و اينها باختند، بدبخت كردند خودشان را و يك دستههاى ديگر هم هستند، دارند [آنها را] بدبخت مىكنند. نكنند اينها ديگر! اين جوانها رها كنند اين مسائل را! مىبينند كه ديگر نمىشود، مىدانند كه ديگر اين منحرفين نمىتوانند بيايند اينجا برسند به يك حكومتى؟! حكومت به كى بكنند؟ به اينها؟ در صورتى كه مىدانند خوب، بيايند درست مثل آدم مشغول كار بشوند و توبه كنند، برگردند به كارهاى خودشان.
سازندگى فرهنگ صحيح
در هر صورت، آن چيزى كه ملتها را مىسازد فرهنگ صحيح است. آن چيزى كه دانشگاه را بارور مىكند كه براى ملت مفيد است، براى كشور مفيد است، آن عبارت از آن محتواى دانشگاه است، نه درس است. صنعت ما عداى ايمان فساد مىآورد، علم ما عداى ايمان فساد مىآورد؛
اذ فَسَدَ الْعالِم فَسَدَ الْعالَم. [١]
هر چه علم بيشتر شد، فسادش هم بيشتر است. اهل جهنم از تعفن عالم به ايذا دارند، اذيت مىكشند. عالمى كه ايمان دارد آن است كه خدا تعريفش مىكند، پيغمبر تعريفش مىكند، اسلام تعريفش مىكند.
اگر ايمان پهلوى تخصص نباشد، تخصص مضر است. تخصص در يك كشورى باشد كه ايمان تويش نباشد، تخصص كشور را به هلاكت مىرساند، به بستگى مىرساند. اين همه متخصص ما داشتيم در هر رشتهاى، در زمان سابق، براى اين ملت چه كردند اين متخصصين ما؟ جز هى ملت را به عقب راندند، هى وابسته كردند، همه چيز وابسته شد؛
[١] كتاب خصال، باب الاثنين، ص ٣٧: «اگر عالم فاسد گردد جهان فاسد مىشود.»