صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠١ - پيام به ملت ايران و عراق در مورد شهادت شش تن از بيت آقاى حكيم در عراق
خود را به مقابله با ظالمان برانگيزد، از امريكا پشتيبانى مىكند و به ستمكاران ديگر توصيه همكارى با آن را مىكند. اكنون در اين دنياى مسموم كه نفس كشيدن در آن مرگ تدريجى است، تكليف ملتهاى در بند اين ابرقدرتها و انگلهاى آنان چيست؟ بايد بنشينند و اين صحنههاى جنايت بار را تماشا كنند و با سكوت مجال دهند كه دنيا در آتش بسوزد؟ آيا روحانيون، نويسندگان، گويندگان، روشنفكران، متفكران از هر ملت و مذهب كه هستند، در اين زمان تكليفى انسانى، مذهبى، ملى و اخلاقى ندارند و بايد نقش تماشاگر را در كشورهاى خود ايفا كنند؟ و يا آنكه بايد اين سران و سردمداران با گفتار و نوشتار خود، ملتهاى مظلوم دربند را بسيج كنند تا ستمگران را از صحنه خارج نمايند و حكومت را به دست مستضعفان بسپارند، چونان كه در ايران با همت ملت بزرگوار شد.
آيا در منطقه قدرتى به پايه قدرت رژيم ظالمانه شاهنشاهى و ستمشاهى بود و ملتى همچون اين ملت مظلوم دربند بود؟ و ديديد كه با دست خالى و ايثار جان و توان در مدت كوتاهى از بندها رها و ستمگران و دزدان را يا در بند كشيدند و يا بيرون راندند.
محرومان و ستمديدگان تاريخ بايد خود برخيزند و انتظار نكشند كه ستمكاران آنان را از بند نجات دهند.
اين جانب اين مصيبت بزرگ را كه بر بيت معظم حكيم وارد شده است و شش تن از فرزندان پيامبر عظيم الشأنِ مظلومان را به دست دژخيمان صدام با آن وضع فجيع و رقتبار به شهادت رساندند، به اجداد بزرگ آنان و به اسلام بزرگ و مسلمانان متعهد جهان و به ملت ايران و عراق تسليت مىدهم.
بايد ملت عراق بدانند كه قضيه مربوط به بيت معظم حكيم نيست. اينان كه با آن شكنجهها شهيد شدند، در راه اسلام عزيز و مصالح ملت عراق به شهادت رسيدند و به لقاء اللَّه در جوار اجداد معظمشان محشورند. لكن مسئله مهم، اسلام است كه اگر به اين ملحد مخالف بالذات با اسلام مهلت داده شود، اسلام بزرگ و ملت عزيز عراق را در زير چكمه دژخيمان جنايتكارش خرد خواهد كرد و به حَرث و نسل ملت عراق بس نخواهد كرد. ارتش عراق كه از همان ملت هستند و فرزندان همان آب و خاك هستند تا كىْ