صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٦ - حفظ اسلام، تكليف بزرگ
مىبرد، مهيا باشد و بالخصوص حضرت سيد الشهدا از كار خودش به ما تعليم كرد كه در ميدان وضع بايد چه جور باشد و در خارج ميدان وضع چه جور باشد و بايد آنهايى كه اهل مبارزه مسلحانه هستند چه جور مبارزه بكنند، و بايد آنهايى كه در پشت جبهه هستند چطور تبليغ بكنند. كيفيت مبارزه را، كيفيت اينكه مبارزه بين يك جمعيت كم با جمعيت زياد بايد چطور باشد، كيفيت اينكه قيام در مقابل يك حكومت قلدرى كه همه جا را در دست دارد، با يك عده معدود بايد چطور باشد، اينها چيزهايى است كه حضرت سيد الشهدا به ملت آموخته است و اهل بيت بزرگوار او و فرزند عالى مقدار او هم فهماند كه بعد از اينكه آن مصيبت واقع شد، بايد چه كرد. بايد تسليم شد؟ بايد تخفيف در مجاهده قائل شد؟ يا بايد همان طورى كه زينب- سلام اللَّه عليها- در دنباله آن مصيبت بزرگى كه
تُصَغَّرُ عِنْدَهُ الْمَصائِبُ، [١]
ايستاد و در مقابل كفر و در مقابل زندقه صحبت كرد و هر جا موقع شد، مطلب را بيان كرد و حضرت على بن الحسين- سلام اللَّه عليه- با آن حال نقاهت، آن طورى كه شايسته است تبليغ كرد.
حفظ اسلام، تكليف بزرگ
ما امروز در مقابل اين همه تبليغاتى كه در عالم دارد مىشود بر ضدمان، در مقابل آنها واقع هستيم. در مقابل مطبوعات، در مقابل راديوها، در مقابل سخنرانيها، در مقابل سازمانها: ما در مقابل اينها واقع هستيم و ما منافع آنها را از دستشان گرفتهايم و دست آنها را از كشورمان قطع كردهايم و براى ادامه اين نهضت، بايد كوشش كنيم. يك نعمتى است خدا به ما داده است، ما بايد اين نعمت را حفظ كنيم. اسلام كه مىرفت در عصر رژيم منحوس پهلوى از بين برود، اسلام را برگردانديم و آن كه دشمن او بود كنار زديم و امروز بايد اين نعمت را حفظ كنيم. تكليف همه اين است كه اين نعمتى كه خداى تبارك و تعالى داده است، به شكر اين نعمت، مجاهده كنيم براى حفظ او. بحمد اللَّه، سربازهاى اسلام در جبههها، از ارتشى و پاسدار و بسيج و عشاير و اينها گرفته تا آنهايى كه كمك به
[١] «مصيبتها، پيش آن كوچك مىشود».