صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٧ - بعثت انبيا، تجلى معنويات و رهايى انسان از اسارت
مقام بداند. و اين مقامات، چه مقامات روحانى، چه مقامات غير روحانى، آنهايى كه داراى مقامها بودند، آنها وقتى كه ما ادعيهشان را ملاحظه مىكنيم مىبينيم كه بيشتر از ما عجز دارند، براى اينكه آنها فهميدهاند. شما وقتى دعاى كميل را بخوانيد، مناجات شعبانيه را بخوانيد و ادعيه ديگرى كه وارد شده است از معصومين- عليهم السلام- مطالعه كنيد، مىبينيد كه لسان آنها غير لسان معمولى ماهاست كه چنانچه يك مسئله فقهى را بدانيم خيال مىكنيم كارى شده است، اگر يك كشورى را در تحت سلطه بياوريم خيال كنيم يك مطلبى شده است، اگر يك مقام معنوى را به دست بياوريم خيال كنيم به مقامى رسيدهايم. آنهايى كه به آن مقامهايى كه دست ديگران از آن كوتاه است رسيدهاند، وقتى انسان گفتارشان را ملاحظه مىكند مىبيند كه از سر تا تهاش عجز مىريزد، عاجزند و بايد هم باشند. نرسيدهاند و هر گز نخواهند رسيد لكن ملزميم كه دعا بكنيم، امر كرده است دعا بكنيم، امر كرده است تحميد بكنيم، امر كرده است تسبيح بكنيد. امر كرده است نماز بخوانيد.
بعثت انبيا، تجلى معنويات و رهايى انسان از اسارت
انبيا هم كه مبعوث شدند، براى اين مبعوث شدند كه معنويات مردم را و آن استعدادها را شكوفا كنند كه در آن استعدادها بفهمند به اينكه چيزى نيستيم، و علاوه بر آن، مردم را، ضعفا را از تحت سلطه استكبار بيرون بياورند. از اول انبيا اين دو شغل را داشتهاند، شغل معنوى كه مردم را از اسارت نفس خارج كنند، از اسارت خودش خارج كنند- كه شيطان بزرگ است- و مردم و ضعفا را از گير ستمگران نجات بدهند؛ اين دو شغل، شغل انبياست. وقتى انسان حضرت موسى را، حضرت ابراهيم را ملاحظه مىكند، و چيزهايى كه از اينها در قرآن نقل شده است، مىبيند كه اينها همين دو سمت را داشتند، يكى دعوت مردم به توحيد و يكى نجات بيچارهها از تحت ستم. اگر در تعليمات حضرت عيسى- سلام اللَّه عليه- در اين امر كم است حضرت عيسى كم عمر كرد و كم تماس پيدا كرد با مردم، و الّا شيوه او هم همان شيوه حضرت موسى است و همه انبيا. و بالاترين آنها