درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧ - زمان اول و آخر ندارد
درسهای اسفار، ج ٤، ص: ١١٧
جواب این است: آن که تقدم بالذات بر حافظ و زمان حافظ دارد زمان سعدی است و خود سعدی تقدم بالعرض دارد؛ یعنی سعدی به ملاک اینکه نوعی اتحاد میان او و زمانش هست، بر حافظ تقدم دارد.
اما در مورد خداوند ـ که مستشکل در اشکالش ذکر کرده ـ اصلا مسأله به این شکل مطرح نیست. ما قبلا گفتیم که اگر میگوییم «خداوند با زمان سابق معیت دارد» این معیت با سایر معیتها که احتیاج به زمان دارد متفاوت است؛ این معیت، معیت قیومیه است.
اشکال سوم[١]
مستشکل میگوید: قبول کردیم که تقدم و تأخر عین ذات زمان است. حال میگوییم ما ماهیت تقدم و تأخر را تحلیل میکنیم و میبینیم این دو، دو مفهوم متضایفند از قبیل اُبوّت و بُنوّت. متضایفین تعریف خاصی دارند و آن این است: دو مفهومی که در تعقل از یکدیگر انفکاک ندارند، بلکه در هیچ وعائی از اوعیه از یکدیگر انفکاک ندارند. «المتضایفان متکافئان قوةً و فعلا و عینآ و ذهنآ»؛ یعنی دو متضایف همدوش یکدیگرند چه در عالم عین (به همان نحو وجود انتزاعی که در عالم عین دارند) و چه در عالم ذهن، چه در مرتبه قوه و چه در مرتبه فعلیت. پس تقدم و تأخر دو مفهوم متضایفند[٢] . از طرف دیگر شما گفتید تقدم و تأخر ذاتی زمان است. لازمه این دو مطلب این است که زمان از مقوله اضافه باشد.
ما مطلب دیگری به این اشکال اضافه میکنیم که مستشکل مطرح نکرده و آن این است: اصلا مقوله اضافه در عین اینکه از مقولات شمرده میشود از امور ضعیفة الوجود است و به تعبیر دیگر[٣] اصلا مقوله اضافه از معقولات ثانیه است؛ یعنی موجود است به وجود منشأ انتزاع و خودش ما بازاء ندارد. بنابراین، اضافه داخل در باب مقولات نیست،
[١] . اين اشكال، به اصل مطلب نزديك شده؛ يعنی اشكالات قبلی بدون توجه به اين نكته بود كه تقدم وتأخر ذاتی زمان و عين زمان است و از واقعيت زمان انتزاع میشود، ولی اين اشكال با توجه به ايننكته بيان شده است.
[٢] . در باب اضافه میگويند: ابوت و بنوت [متضايفين] حقيقیاند و أب و ابن [متضايفين ]مشهوریاند.
[٣] . هردو تعبير در كلمات مرحوم آخوند هست.