فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٤ - سخنى در تنظيم خانواده (١) محمد مؤمن قمى
از اين رو حكم حرمت ضرر زدن به همسايه بدان تشبيه شده است.
ديدگاه:دلالت روايت در همسان ديدن همسايه با خود، در اين جهت كه ضرر بر همسايه نيايد زد همانگونه كه بر نفس انسان روا نباشد، سخنى متين و سازگار با ظاهر حديث است، ولى بر حرمت ضرر بر نفس، دلالت ندارد.
دليل آن است كه ظاهر حديث، به امر اخلاقى و فطرى توجه مىدهد و مفادش چنان است كه همان گونه كه انسان نمىپسندد كه به خودش ضرر زند ضرر زدن به همسايهاش را نيز روا ندارد ولى دلالت نمىكند كه اگر بر خودش ضرر وارد كند، مرتكب معصيتشده است، بلكه مىگويد: از آنجا كه انسان بر اساس سرشتخود ضرر وارد نمىكند، به ضرر زدن بر همسايهاش نيز نبايد رضايت دهد.
نتيجه:بر فرض اين كه، حديث ضرر زدن به همسايه را حرام بدارد، هيچ گونه دلالتى بر تحريم ضرر زدن به نفس ندارد، بلكه بناى اين حديث بر آن است كه از غريزه فطرى انسانى بهره گيرد و نه از حكم شرعىاى كه اسلام آن را در ضرر زدن به نفس وضع كرده است.
آنچه را كه درباره معناى حديث بيان كرديم، همان چيزى است كه ظاهر الفاظ حديث آن را اقتضا مىكند، ظاهر ساختار كلام جمله: «غير مضارّ»آن است كه خبر دوم براى «الجار»مىباشد و به ناچار معناى مفعولى از آن اراده مىشود ]و نه معناى فاعلى ]. البته، مقصود اصلى از جمله خبريه، نهى از ضرر به همسايه است و اين كه انسان نبايد به همسايهاش ضرر وارد كند.
شايد آنچه را كه محدث محقق، فيض كاشانى - قدس سره - در شرح بيان كرده است، به گفته ما برگردد:
«شايد مراد از حديث آن باشد كه انسان همان گونه كه به خودش ضرر نمىزند و خود را به گناه نمىاندازد و يا كارى را بر خود گناه محسوب نمىكند، همچنين شايسته است كه به همسايهاش نيز ضرر نزد و او را به گناه نيندازد و يا كارى را بر او گناه نشمارد. گفته مىشود: أثِمَهُ: «او را به گناه انداخت.» «أثِمه اللّه في كذا»: آن را بر او گناه شمرد. «أثمَ»از باب «نصر»و «منع»است.» (٣٠)
لكن گفته او با تفسير لغوى و اشتقاقى كه وى از واژه «آثم»كرده است، ناسازگار است، و اگر اين برداشت، بيان واقعى او بود، نياز به جمله: «يقال...»نداشت. از اين رو، احتمال دارد كه گفته او به آنچه محدث مجلسى آن را در ملاذ الاخباربيان كرده است، باز گردد. او در
(٣٠)الوافى، ج٥/٥١٩، حديث ١٧، چاپ اصفهان.