فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٣ - سخنى در تنظيم خانواده (١) محمد مؤمن قمى
محرمات، موجب صلاح، و جلوگيرى از مرگ مىشود.» (٢٦)
بيان استدلال:استدلال به حديث فوق از آنچه در خبر عذافر و السحّف، گذشت به دست مىآيد، با اين تفاوت كه عنوان «اضرار»در اين جا به عنوان افساد تبديل شده است و افساد - در صورتى كه مطلق باشد - با اضرار برابر است.
مگر اين كه گفته شود: واژه افساد، ظهور در مواردى دارد كه به هلاكت و نابودى بدن منجر مىشود. در نتيجه اصل پايينتر را در بر نمىگيرد. گواه بر اين مدعا آن است كه در نسخه العلل چنين آمده است: «و وجدناه مفسداً داعياً الفناء و الهلاك»؛ (٢٧)آن را تباه كننده و موجب نابودى و هلاكت يافتيم. بنابراين، روايت ضررى را كه به آن مرحله نرسد، شامل نمىشود.
دليل پنجم:روايتى كه آن را كلينى و شيخ به سند معتبر از طلحة بن زيد - كه هر چند از عامه است، لكن كتاب و نيز خود او مورد اعتماد است - و او از امام صادق(ع) نقل مىكند:
«إنّ الجار كالنّفس غير مضار و لا آثم.» (٢٨)
همسايه همانند خود انسان است، نبايد ضرر رسانيد و نه به گناه انداخت.
كلينى و شيخ، اين حديث را با همان سند از امام صادق و او از پدرش(ع) نقل كردهاند:
در نوشتهاى از على(ع) خواندم كه پيامبر خدا(ص) قراردادى را ميان مهاجران و انصار و نيز كسانى كه از ساكنان يثرب ]مدينه [به آنها مىپيوندند، نوشت. در اين نوشته آمده، است:
إنّ الجارّ كالنّفس غير مضار و لا آثم. (٢٩)
همسايه همانند خود انسان است، نبايد ضرر رسانيد و نه به گناهش افكند.
چنين پيداست كه اصل حديث، همين است ولى روايت نخست اختصار شده آن است، چنان كه در كتاب ايمان و كفر كتاب كافى، بر اختصار تصريح شده است.
چگونگى استدلال:پيامبر(ص) همسايه را به منزله نفس انسان قرارداده و دليل آن را هم بيان كرده است: چنان كه نمىتوان به نفس ضرر وارد كرد به همسايه هم نمىتوان ضرر وارد كرد. بنابراين، روايت بر عدم روا بودن ضرر زدن به همسايه دلالت مىكند هم چنين از حديث، استفاده مىشود كه حرمت ضرر به نفس، سخنى مسلّم است، و
(٢٦)وسائل الشيعه، ج١٧/٣٤، باب ١٩ از ابواب لاطعمة المباحة، حديث ٤، «علل الشرايع»، باب موادر العلل، حديث ٤٣.
(٢٧)همان.
(٢٨)كافى، كتاب المعيشة، باب الضرار، حديث ١، ج٥/٣١ ؛ تهذيب، باب ١٠ از كتاب تجارات، حديث ٣٥، ج٧/١٤٦؛ وسائل الشيعه، باب ١٢ از ابواب احياء الموات، حديث ٢، ج١٧/٣٤١.
(٢٩)كافى، جهاد، بابا اعطاء الأمان ،حديث ٥، ج٦/١٤٠؛ وسائل الشيعه، باب ٢٠ از ابواب جهاد العدو، حديث ٥، ج١١/٥٠.