فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠١ - فهم اجتماعى ازنصوص در فقه امام صادق(ع) شهيد سيد محمد باقر صدر آیت الله
پرسشهايى در اين جا هست كه بايد در فرصتى فراختر بدان پرداخت. پرسشهايى مانند اين كه: همگانى بودنى كه در ارتكاز و مناسبتهاى حكم و موضوع ضرورت دارد، به چه اندازهاى بايد باشد تا بتوان در فهميدن نص آن را به كار بست؟ با توجه به اين كه ارتكاز، چيزى ثابت نيست، بلكه تابع شرايط گوناگون فكرى و اجتماعى است؛ چگونه مىتوان از ارتكاز اجتماعى بهره جست؟
فهم اجتماعى نص و قياس
در پرتو آنچه گذشت مىتوانيم تفاوت ميان فهم اجتماعى نص و قياس را، كه در فقه جعفرى حرام شمرده شده، دريابيم. فهم اجتماعى نص چيزى بيش از عمل كردن به ظهور نيست و هر گاه حكمى را به مواردى كه در نص نيامده گسترش مىدهيم، هرگز نمىخواهيم غيرمنصوص را بر منصوص قياس كنيم، بلكه در اين گسترش به ارتكازى تكيه مىكنيم كه خود قرينهاى بر آن است كه آنچه در نص آمده نمونهاى بيش نيست. بنا بر اين خود دليل ظاهر در حكم عام گسترش يافته خواهد بود.
گرهى كه گشوده مىشود
با اين كه اكنون من با احتياط درباره فهم اجتماعى نص سخن مىگويم، ولى اطمينان دارم قاعدهاى را كه شيخ بزرگوار و محقق ما، مغنيه، براى اين فهم اجتماعى پىريخت، گره و مشكل بزرگى را در فقه مىگشايد. اين مشكل آن است كه بسيارى از احكام در لابه لاى پاسخهايى است كه به پرسشهاى راويان داده مىشد و به گونهاى كه از آغاز براى بيان حكم و به زبان قانونگذارى باشد، بيان نگرديده است.
راويان نيز بيشتر درباره حالتهاى ويژهاى، كه نيازمند دانستن حكم آن بودند، مىپرسيدند و پاسخها نيز متناسب با پرسش و با در نظر گرفتن حالت پرسيده شده، صادر مىشد.
بدين سان اگر در استنباط حكم از نص تنها به فهم زبانى بسنده كنيم، نتيجهاش اين خواهد شد كه بيشتر وقتها احكام را هماهنگ با حالتهاى ويژهاى بدانيم كه پرسشگر، در زندگى خويش نيازمند آن بوده و در پرسش خود بيان كرده است، در حالى كه اطمينان داريم بيان احكام در چنين حالتهاى ويژهاى نتيجه اختصاص داشتن به آن موارد نبوده است و تنها از آن رو بود كه پرسش، به آن حالتها اختصاص داشته است. اما اگر نص را با فهم اجتماعى دريابيم، به حد و مرزهاى واقعى كه اين احكام مىتوانند داشته باشند، نزديكتر خواهيم بود.