فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٦ - سخنى در تنظيم خانواده (١) محمد مؤمن قمى
نفس نمىباشد، بلكه وجوب افطار براى بيمار دقيقاً همانند وجوب آن بر مسافر است.
روايات بدين مفاد، فراوان است، از جمله: يحيى بن ابى العلاء از امام صادق(ع) روايت مىكند:
«روزهدار در سفر همانند افطار كننده آن است در كاشانهى خويش. سپس امام(ع) فرمود:
مردى به نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: پيامبر خدا! آيا در ماه رمضان، در سفر روزه بگيرم؟ پيامبر(ص) فرمود: خير. آن مرد گفت: اين كار براى من آسان است. پيامبر(ص) فرمود:
خداوند افطار در ماه رمضان را بر بيماران و مسافران امتم صدقه داده است. آيا يكى از شما دوست دارد كه صدقه بدهد و صدقهاش به او باز پس گردد؟» (٣٤).
نتيجه:ظاهر آيه آن است كه تكليف بيمار و مسافر، همان «عدة من أيّام اُخر»است. بنابراين، دست كم اين احتمال وجود دارد كه وجوب افطار در مرسله صدوق، از محتواى آيه گرفته شده باشد و نه از حرمت وارد كردن ضرر به نفس، با وجود اين احتمال، نمىتوان به حديث استدلال كرد.
علاوه بر روايت ابن ابى علا كه دلالت روشن بر مدعا داشت، در اين باب، روايات ديگرى نيز وجود دارند كه همپايه و يا نزديك است و خواننده، مىتواند به آنها رجوع كند.
دليل هفتم: دلايلى كه مىگويند: اگر آب براى بدن ضرر داشته باشد، به جاى وضو، بايد تيمم كرد.
در پاسخ به اين استدلال نيز بايد گفت: اين دلايل، يا عموم حديث «لاضرر»است كه پيشتر درباره آن سخن گفته شد ] و روشن شد كه دلالت بر حرمت اضرار به نفس ندارد [ . و يا همانند آيه: {و إن كنتم مرضى أو على سفر... فتيمّموا صعيداً طيباً } (٣٥)و «صحيحه بزنطى مىباشد كه او از امام رضا(ع) و يا از داود بن سرحان، از امام صادق(ع) نقل كرده كه درباره مردى مىپرسد كه جنب شده و در بدن او زخم و يا دمل است و يا مىترسد كه سرما به او ضرر بزند. امام(ع) فرمود:
لايغتسل و يتيمّم؛غسل نكند و تيمم كند.» (٣٦)
اين دلايل، تنها دلالت دارند كه تكليف از وضو و يا غسل، به تيمم، تغيير مىيابد. بىترديد خاستگاه اين تغيير، وجود بيمارى، يا زخم، يا دمل و يا بيم از سرماست، اما اين كه بهرهگيرى از آب در حالتهاى ياد شده، حرام تكليفى است از دلايل مذكور، استفاده نمىشود.
و اما معتبره محمد بن سكين و ديگران، از امام صادق(ع):
(٣٤)وسائل الشيعه، باب ١ از ابواب من يصح منه الصوم، حديث ٥، ج٧/١٢٤.
(٣٥) مائده، آيه ٦.
(٣٦)وسائل الشيعه، باب ٥ ازا بواب تيمّم، حديث ٧، ج٢/٩٦٨.